خانه / صفحه اصلی / اهمیت عدالت میان فرزندان

اهمیت عدالت میان فرزندان

استاد فضل الله ممتاز

یکی از خواهران از شهر کابل سوال نموده:
من یک سوال داشتم اینکه اگر پدر ومادر بین فرزندانش فرق قائل شوند آیا گناه است یا خیر ، خصوصا بین دختر و پسر و یادختر و دختر فرق قائل شوند ازنظراسلام حکمش چی است؟
الحمد لله والصلاه والسلام على رسول الله ، أما بعد،،

عدالت نظام هر چیز است و اساس اصلاح و استقرار آن میباشد و با عدالت آسمانها و زمین برپا شده و بدان کار جهان اصلاح میشود و نظام آن استوار میگردد و هیچ چیزی در ویرانی زمین و فاسد ساختن زندگی مردم و سیاه و تیره ساختن آن شتابان تر از ظلم و ستم وجود ندارد.

عدالت پدر میان فرزندانش، از جمله توفیقات الله متعال به او و سببی از اسباب نیکبختی اش و دلیلی بر کمال عقل و دوراندیشی و سیاست نیک اوست؛ زیرا عدالت سبب الفت دلها و استحکام محبت و صله رحم و ایجاد اعتماد و احترام متبادل در میانشان میگردد.

اما هرگاه پدر بر ضد این بوده و میان فرزندانش تفاوت قائل شده و برخی را بر برخی دیگر در معامله و داد و دهش و آن هم به انگیزه از هوای نفس و عاطفه اش برتری دهد، در این صورت عداوت و نفاق وجدایی جای الفت و وحدت و قطع رحم و نافرمانی جای صله و احسان و پرداختن به حقوق را گرفته و با این کار بر خود و فرزندانش مرتکب جنایت میشود.

اما جنایتش بر خویش در این است که او فرزندان مظلوم خود را بر احسان خویش یاری نکرده بلکه با ظلم خویش بر ایشان آنان را به این واداشته که دربرابرش نافرمانی کرده و با او قطع رابطه نموده و در حق او و آنچه بر آنان دربرابرش لازم است، کوتاهی ورزند.

اما جنایت و ظلم او بر فرزندش، در این است که او با تفاوت قائل شدن میان آنان، برتری داده شدگان را واداشته که بر برادران خویش تکبر ورزیده و خود را از آنان بلند مرتبه تر شمارند و مظلومان را وامی دارد که کینه و عداوت آنان را در دل گیرند و دلهای-شان نسبت به آنان مملوء از حسد شده و چه بسا درصدد آن شوند که دربرابرشان نیرنگ نموده و مثل دشمنان با آنان رفتار نمایند.

با این کار، خانواده از هم فروپاشیده و رشته های محبت میان برادران از هم گسسته و مفاهیم محبت و ایثار و همکاری در صفوف شان از میان میرود.
از اینرو، عدالت میان فرزندان از دیدگاه عقل و شرع واجب است.
الله متعال به گونه مطلق در نصوص قرآن و سنت به عدالت امر نموده که در نخستین جمله عدالت میان فرزندان و آن هم به دلیل اهمیت آن و نیاز عالی که به آن وجود دارد، در آن داخل میگردد.

چنانکه پیامبر اسلام محمد صلى الله علیه وسلم در حدیث صحیح فضیلت کسی را که میان خانواده اش و کسانی که زیر ولایت اوهستند همچون همسران و فرزندان و غیرشان عدالت میکند، بیان داشته می فرماید:
” إن المقسطین عند الله علی منابر من نور، عن یمین الرحمن عزوجل- و کلتا یدیه یمین- الذین یعدلون فی حکمهم و أهلیهم و ماولُّوا”

همانا عادلان در نزد الله متعال بر منبرهای از نور از سمت راست او تعالى- هر دو دستش راست است- قرار دارند. آنانی که در حکم شان و خانواده های شان و آنچه در آن ولایت داده شده اند، عدالت را رعایت می نمایند.
از نصوص ویژه وخاص در این باب: حدیث نعمان بن بشیررضی الله عنه است که با طرق و اسانیدی گوناگون و با الفاظی متعدد در صحیحین و دیگر کتب حدیث آمده است.

از صحابی جلیل القدر نعمان بن بشیر رضی الله عنه روایت است که فرود: ” تصدّق علیّ أبی ببعض ماله، فقالت أمی عمه بنت رواحه: لا أرضی حتی تشهد رسول الله صلى الله علیه وسلم ، فانطلق أبی إلی النبی صلى الله علیه وسلم یشهده علی صدقتی، فقال له رسول الله رسو الله صلى الله علیه وسلم : أفعلت هذا بولدک کلهم؟ قال: لا. قال: اتقوالله، واعدلوا فی أولادکم. فرجع أبی، فردّ تلک الصدقه”.

پدرم برخی از مالش را برایم صدقه داد. مادرم عمره دختر رواحه گفت: راضی نمی شوم تا رسول الله صلى الله علیه وسلم را بر آن گواه گیری.

پدرم خدمت پیامبر صلى الله علیه وسلم رفت تا ایشان را بر صدقه اش شاهد گیرد. رسول اکرم صلى الله علیه وسلم برایش فرمود: آیا این کار را با همه فرزندانت انجام داده ای؟ گفت: نه. فرمود: از الله متعال بترسید و میان فرزندان تان عدالت کنید. پدرم از گفته اش برگشته و آن صدقه را رد نمود.

در روایتی در بخاری و مسلم آمده که: فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم فرمود : “یا بشیر، ألک ولد سوی هذا؟ قال: نعم. قال: أکلهم و هبت له مثل هذا؟ قال: لا. قال: فلا تشهدنی إذاً، فإنی لا أشهد علی جور”

رسول الله صلى الله علیه وسلم برایش فرمود:‏ای بشیر! آیا غیر از این فرزندی داری؟ گفت: بلی. فرمود: آیا برای همه چنین چیزی بخشیده ای؟ گفت: نه. فرمود: پس مرا شاهد مگیر که من بر ظلم شهادت نمی دهم.

و در روایتی دیگر از مسلم آمده: ” أشهد علی هذا غیری، ثم قال: أیسرک أن یکونوا إلیک فی البرسواء؟ قال: بلی. قال: فلا إذن”.
«بر این کار غیر مرا گواه گیر. سپس فرمود: آیا شادت می سازد که همه در احسان بر تو برابر باشند؟
گفت: بلی. فرمود: پس اکنون که چنین است این کار را مکن!.

همچنان در روایت دیگری از مسلم آمده که: ” قال: أکَلَّ ولدک أعطیته هذا؟ قال: لا. قال: ألیس ترید منهم البرّ مثل ما ترید من هذا؟ قال: بلی. قال: فإنی لا أشهد”.

فرمود: آیا این تحفه را به همه فرزندانت داده ای؟ گفت: نه. فرمود: آیا تو نمی‏ خواهی که آنان در احسان ونیکی به تو مانند آن باشند که از این پسر توقع داری؟ گفت: آری.
فرمود: پس من گواه نمی شوم.

در روایت دیگری از مسلم نیز آمده که: ” فلیس یصلح هذا، و إنی لا أشهد إلا علی حق”
پس این کار شایسته نیست و من جز بر حق شاهد نمی شوم.

در روایت ابوداود آمده: ” إن لهم علیک من الحق أن تعدل بینهم، کما أن لک علیهم من الحق أن یبروک”
آنان بر تو این حق را دارند که در میان شان عدالت کنی چنانکه تو بر آنان از این حق برخورداری که با تو احسان ونیکی نمایند.
فقهاء بر این نکته اتفاق دارند که مستحب است میان فرزندان برابری صورت گیرد و مکروه و ناپسند است که در بخشش و جز آن در میان شان برای برخی برتری داده شود.

سلف و گذشتگان صالح این امت مستحب می دانستند که حتی در بوسه کردن میان آنان عدالت صورت گیرد.
ابراهیم نخعی می گوید: ” آنان مستحب میدانستند که میان فرزندان شان حتی در بوسیدن عدالت را رعایت نمایند”
اما در مورد برابری و مساوات میان آنان در بخشش:

علما در مورد وجوب آن دو نظر دارند:
صحیح این است که بر انسان واجب است میان فرزندان خود در بخشش و عطاء برابری را رعایت کند و هرگاه برای برخی بخششی داد یا در مورد آن میان آنان برتری قائل شد، بر او واجب است که در دو مورد زیر در میان شان عدالت را موردتوجه قرار دهد: یا اینکه آنچه را به یکی داده، برگرداند و یا آنکه سهم دیگر را کامل نماید.

دلیل آن، همان حدیث نعمان بن بشیر است؛ زیرا رسول الله صلى الله علیه وسلم آن را ظلم نامید و ظلم حرام است.
همچنان برای آنکه رسول الله صلى الله علیه وسلم امر نمود که آن را رد کند و امر نیز اقتضای وجوب را میکند و برای اینکه ایشان از شهادت بر آن خود داری ورزیدند.

همچنان برای اینکه ایشان دلیل ترک شهادت را با این فرموده اش بیان نمود: ” و إنی لا أشهد إلا علی حق” و من جز بر حق شهادت و گواهی نمیدهم.

پس دلالت بر این میکند که برتری دادن حق نیست و هرگاه حق نباشد، خود باطل است.
چنانکه الله متعال در قرآن کریم می فرماید:
” وماذا بعد الحق إلا الضلال” (یونس: ۳۲)
پس بعد از حق جز گمراهی چیزی نمی باشد.

همچنان برای اینکه برتری دادن برخی، دشمنی و کینه را در میان شان ایجاد نموده و آنان را به نافرمانی و قطع صله رحم وامیدارد که هردوی این کارها حرام بلکه از زمره گناهان کبیره است. از اینرو، آنچه به این دو کار حرام می انجامد، خود حرام است. چنانکه به نکاح گرفتن زن بر عمه یا خاله اش حرام است؛ زیرا این کار به دشمنی و قطع صله رحم می انجامد.
امام ابویوسف میگوید: ” هرگاه هدفش از برتری دادن، ضرر رسانیدن باشد، برابری واجب است” .

مادر در وجوب عدالت و برابری میان فرزندان، مانند پدر است:
مادر در منع برتری قائل شدن میان فرزندانش همچون پدر است و آن هم به دلیل عام بودن دلائل گذشته و برای آنکه او یکی از دو والدین است. از اینرو، از تفضیل و برتری دادن مانند پدر منع شده و برای آنکه فسادی که درنتیجه برتری دادن پدر بوجود می آید با برتری دادن مادر که یکی از فرزندانش را بر دیگری ترجیح دهد، پدیدار میشود.
از اینرو، همان حکمی که در مورد پدر ثابت شده در مورد مادر نیز مصداق میکند.

چگونگی عدالت میان فرزندان در بخشش:
برابری و مساوات میان فرزندان در بخشش به اندازه میراث شان برای مرد، دوچند زن است و آن هم به پیروی از تقسیم خداوند و با قیاس کردن حالت زندگی به حالت مرگ؛ زیرا خداوند تعالی در میراث میان آنان برتری قائل شده درحالیکه خود به مصالح بندگانش داناتر میباشد.

فقیه حنبلی ابن قدامه میگوید: ” ثابت میکند آن را که بخشش شتافتنی است برای آنچه پس از مرگ میباشد. از اینرو، شایسته است که به اندازه حساب آن باشد.

چنانکه پیش دهنده زکات و آن هم قبل از وجوب آن، آن را به صفتی ادا میکند که ادای آن پس از مرگش باشد.
همچنان است کفاره های پیش داده شده و برای آنکه مرد از زن نیازمندتر است.

از اینرو، هرگاه آن دو با هم ازدواج کردند، مهر و نفقه و مصارف و نفقه فرزندان بر مرد است چنانکه زن خود از همه این حقوق و مزایا برخوردار میباشد.

بنابراین مرد بر ترجیح و تفضیل اولویت دارد و آن هم به دلیل فزونی نیازش درحالیکه خداوند میراث را تقسیم نموده و مرد را با توجه به این مفهوم برتری داده و همان مطلب به عنوان علتش بازگو شده که در بخشش در زندگی، نیز این مطلب تحقق مییابد”.
شریح برای آنکه مالش را میان پسرانش تقسیم کرده بود گفت: ” آنان را به سهم ها وفرائض خداوند برگشت ده!”.
عطاء میگوید: “آنان جز بر کتاب خدای تعالی تقسیم نمیکردند”.

شیخ الإسلام ابن تیمیه میگوید : ” بر مرد واجب است که میان فرزندانش در بخشش برابری و عدالت را رعایت کند و روا نیست که برخی را بر برخی برتری دهد، چنانکه پیامبرصلى الله علیه وسلم امر نموده.
در همان سیاق که از ستم در برتری دادن منع فرموده و امر نموده که آن مال برگشت داده شود.

تفاوت میان بخشش و نفقه:
لازم است در اینجا به موضوع مهمی اشاره کنیم که بر بسیاری از مردم پنهان می ماند و آن اینکه واجب این است که در عطا و بخشش مساوات را میان آنان را رعایت نماید.

از اینرو، هرگاه برای یکی از آنان مبلغی از پول را بخشید، لازم است که برادرانش را با او یکسان سازد و هرگاه به یکی از آنان زمینی بخشید باید باقی برادران را نیز از این موهبت برخودار سازد.

اما نفقه واجب برای شان از طعام و لباس و دارو و آموزش و غیره در آن میان شان برابری لازم نیست؛ زیرا آن برحسب نیاز فرزند و قدرت پدر واجب است.

بنابراین، این نفقه باید به اندازه کفایت باشد و کفایت از یک شخص دیگر تفاوت می یابد؛ زیرا نیاز بزرگسالان مانند نیاز کودک شیرخوار یا کوچک نیست و چه بسا فرزند ذکور بیش از آنچه دختر بدان نیازمند است، نیاز دارد و همچنان بر عکس این نیز ممکن میباشد.

و طعام بزرگ بیشتر از طعام و غذای کوچک است و لباس مرد فربه با قامت بلند، درازتر از لباس خرد سال لاغراندام است. که بر هرکدام شان به اندازه نیاز و کفایتش انفاق می نماید.

هرگاه یکی از فرزندان مریض وبیمار باشد، برای درمان وعلاج وتداوی خویش نیاز به پول بسیاری دارد یا خادمی که خدمتش را کند. از اینرو، لازم نیست به همه برادرانش مانند آنچه در هر بخش مصرف کرده، بدهد یا خادمی مثل ضرورت آن یکی که بیمار است، در اختیارشان گذارد؛ زیرا این بخشش و عطاء نبوده بلکه خود بخشی از نفقه واجب میباشد.
مانند این است هرگاه یکی از آنان طالب علم و دانشجو باشد و نیاز به کتابها و جز آن از آنچه دانشجو بدان نیازمند است یا یکی از آن نیاز به ازدواج دارد.

در این صورت باکی ندارد که نیاز همان یکی را برآورده کند؛ زیرا این تخصیص و ویژگی از برای نیاز است و چون نفقه میباشد.
پس در نفقه عدالت واجب است و بر هرکدام برحسب نیاز و به اندازه کفایتش انفاق کند. همچنان بر فقیرشان و نه توانگرشان. چه هرگاه تفاوت قائل شدن میان دوتنی که با هم برابر باشند، ظلم بشمار رود برابری میان دو تنی که با هم اختلاف دارند نیز ظلم بشمار میرود.

فقیه حنفی امام کاسانی میگوید : ” نفقه اقارب و نزدیکان بدون اختلاف میان علماء به اندازه کفایت مقدر می باشد و چون برای حاجت واجب میشود، به همان اندازه حاجت تعیین می ‏گردد و هرکسی که نفقه غیرش بر او واجب است، بر او خوردنی و نوشیدنی و لباس و مسکن و شیرخوارگی هرگاه شیرخوار باشد، لازم است؛ زیرا وجوب آن برای کفایت است و کفایت به همین چیزها ارتباط میگیرد. همچنان اگر شخص مورد انفاق خادمی داشت که به خدمت او نیازمند بود، مصارف او نیز بر او واجب است؛ زیرا این کار از زمره کفایت به حساب میرود”.

از امام احمد روایت شده که در مورد برتری دادن در نفقه فرزدان نوشته است ” : هرگاه از روی ضرورتی باشد باکی ندارد اما هرگاه از روی گزینش و انتخاب باشد، مکروه است” .

شیخ الإسلام ابن تیمیه میگوید: “پس اینجا دو نوع اند: نوعی که در تندرستی و بیماری و جز این، به نفقه کردن او نیازمند اند که عدالت او در میان شان به اینگونه است که برای هرکدام آنان آنچه را مورد نیاز اوست، بدهد که در این مورد تفاوتی میان آنکه به کم نیازمند است یا بسیار، وجود ندارد. نوع دیگری هم هست که در نیازشان به او در بخشش و نفقه یا زناشویی با هم مشارکت دارند که بدون شک تفاضل میان آنان حرام میباشد” .

و گفته اش: ” به عقد ازدواج در آوردن” این هدف را میرساند که هرگاه همه شان یا برخی از آنان نیاز به ازدواج داشتند.
اما هرگاه تنها یک نفرشان نیازمند ازدواج بود و نه دیگران، او می تواند برای رفع نیازش زمینه ازدواج وعروسی او را فراهم آورد و سپس باز آنکه نیازمند می شود، برایش زمینه ازدواج را فراهم می آورد.

ولی لازم نیست که هرگاه برای یکی مقدمات ازدواج را فراهم آورد، همین مبلغ را برای دیگر فرزندانی که هنوز نیاز به ازدواج ندارند، بپردازد. چنان شیوه شرعی نیست که پس از مرگ خود نیز در همین مورد سفارش نماید.

اما برتری دادن پسران بر دختران وتحقیر وتذلیل آنان از عادات واخلاق جاهلیت قبل از اسلام است:
دین مبین اسلام از این عادت قبیح وزشت جاهلی تحذیر نموده و مسلمان را بعد از اینکه به دین مبین اسلام مشرف شده رهنمایی کرده که از همه اخلاق وعادات وتعاملات جاهلیت قبل از اسلام خود داری کند .، الله متعال در قرآن کریم فرموده است: ” وإذا بشر أحدهم بالأنثى ظل وجهه مسوداً وهو کظیم” هنکامیکه یکی از آنها خوش خبری داده میشد که در خانه اش دختر تولد شد از شدت قهر ووناراض بودن رویش سیاه میشد ازینکه دختر تولد شده.

متأسفانه هستند اشخاصی که تا بحال از عادات وموروثات جاهلیت قبل از اسلام متأثرمیباشند واینها باید ایمان شانرا مراجعه کنند که این نوع اعمال جاهلیت در نتیجه ضعف ایمان سرزد میشود زیرا اینها به قضا وقدر ورهنمود های دین مبین اسلام در مورد دختران که ذکر شده ایمان وباور درست ندارند….در حالیکه بر فضیلت تربیه دختران وخواهران در اسلام تأکید بیشتر شده که حتى سبب داخل شدن جنت می شود برای مسلمان.

در حدیث صحیح که از عقبه بن عامر رضی الله عنه روایت شده فرموده است: ” سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول: من کان له ثلاث بنات، فصبر علیهن وأطعمهن وسقاهن وکساهن من جدته، کن له حجابا من النار یوم القیامه” کسی را که الله تعالى سه دختر داده باشد ودر تربیه سالم مادی ومعنوی وعلمی شان کوشان باشد ، آنها در روز قیامت سبب نجات این شخص از آتش دورخ می شوند ..

ودر حدیث صحیح دیگری أنس بن مالک رضی الله عنه فرمود که :” قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: من عال جاریتین حتى تبلغا جاء یوم القیامه أنا وهو ـ وضم أصابعه ـ” کسی که دو دختر ویا خواهر را رعایت وسرپرستی کند وبه سر برساند من با او در جنت میباشم هر دو انگشت خود را جمع کرد یعنی مثل انگشتان دست در جنت بامن نزدیک میباشد .

بلکه تربیه یک دختر نیز بسیار فضیلت وثواب دارد در حدیث صحیح متفق علیه عائشه رضی الله عنها رسول الله صلى الله علیه وسلم فرموده است که : “من ابتلی من هذه البنات بشیء کن له سترا من النار ” هرکسی را که الله متعال مورد امتحان قرار دهد ودارای دختر ویا دختران باشد ویا خواهران باشد وبه شکل درست ومطابق شریعت رعایت کند آنها این شخص را از آتش دوزخ دور میدارند وسبب نجات او می شوند.

درباره ی سیــدامیــر قــریشــی

همچنین ببینید

اندیشه های ایمانی با قرآن

خالد مشعل رئیس سابق دفتر سیاسی حماس، پاره ای از اندیشه ها و اندرزهای ایمانی ...

گزارش کنفرانس”جایگاه امر به معروف ونهی ازمنکر”

گزارش کنفرانس”جایگاه امر به معروف ونهی ازمنکر” بر اساس بایسته های ایمان، امر به معروف ...

تشکر ای یوسفِ پیامبر!

تشکر ای یوسف پیامبر؛ از سرگذشت و قصه ‏ی تو، دانستم که پاره ای از ...

تاپی و آرزوهای مردمی!

برنامه افتتاحیه پروژه تابی مع الخیر در هرات به پایان رسید. در حاشیه این برنامه، ...

💠نمازى درمحضررسول الله صلى الله علیه وسلم ❗️

💠نمازى درمحضررسول الله صلى الله علیه وسلم ❗️ 🔶 روزى رسول الله صلى الله علیه ...

🌹🌹فوائدتقوا🌹🌹

تقوا از اسباب نجات یافتن از عذاب در دنیا است. ( وَأَنجَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا ...

پروِژه تاپی

خبری خوشایند، جانهای خسته وپر درد این مرز وبوم را آرامید وگوشهای این مردم را ...

آخرین نوشته ی امام شهیدحسن البنا – رحمه الله

آخرین نوشته ی امام شهیدحسن البنا – رحمه الله ترجمه: ادریس قیصری در هشتم ربیع ...

اخوانی‏ها؛ فساد‏پیشه نیستند!

از آوان کودتای نظامی مصر در سال ۲۰۱۳م. همه روزه با اخباری جدید از فاسدان، ...

گزارش مسابقه ورزشی دوش

بسم الله الرحمن الرحیم جمعیت اصلاح افغانستان – هرات (انجمن اخلاق ومعرفت) به سلسله برنامه ...

معلم بشریت، الگوی رفتار حسنه با مردم

خلق خوش، خلقی را شکارکند یک صفت بیش از این چه کار کند؟ یکی از ...

اخلاق نبوی یگانه راه سعادت

چـــرا دعـــا قبــول نمــی شــود؟ + کلیپ ودئــویــی

یک بام و دو هوای یهود در باب حسادت به پیامبر

امروز هنگام تلاوتِ قرآن، به این آیه رسیدم که خداوند متعال می فرماید: «أَمْ یَحْسُدُونَ ...

گزارش کنفرانس: اسلام؛ دین اعتدال و میانه‏ روی

اسلام دین اعتدال و میانه روی است که در آیات و روایات زیادی بر این ...

خواهرم! این‏چنین می خواهمت!!!

خواهران مسلمان، نیمه ‏ی مکمل مردان و باعثه‏ ی بزرگی و منزلت شان اند. و ...

جایگاه مسجدالاقصی در اسلام

  نویسنده: احمد مخیمر برگردان: عبدالرحمن عزام پیوندِ قدسیت «مسجدالاقصی» با عقیده ی اسلامی از ...

گزارش از انجمن طبی اسلامی افغانستان در زون غرب

انجمن طبی اسلامی افغانستان در زون غرب در همکاری با جمعیت اصلاح، انجمن دکتوران چشم ...

کنفرانس درنگی بر سی و هشتمین سالروز تجاوز قشون سرخ شوروی سابق به افغانستان

📖گزارش کامل کنفرانس بخش ارتباطات جمعیت اصلاح (زون غرب)، به هدف معرفی و بررسی ابعاد ...

گزارش از انجمن طبی اسلامی افغانستان (ایما) در زون غرب

إیما_AIMA (انجمن طبی اسلامی افغانستان) به سلسله‌ی فعالیت‌های طبی رضاکارانه‌ی خود که بصورت کاملا رایگان ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

https://archive.org/download/TalaAlbadr.11/11.talaAlbadr.mp3