خانه / صفحه اصلی / آرشیو مطالب / نقش هدف در اعمال

نقش هدف در اعمال

ترجمه: عبد الملک فاضلی

خداوند متعال در کتابش قرآن کریم برای ما خبر دو کس از بندگانش را ذکر می‏کند که به اراده و اختیار خود، خود را به دریا زدند. اما هر کدام‏شان انگیزه و هدف جداگانه ای از کارشان داشتند که مثل دریا و خشکی از هم فرق داشت، و بین این دو نفر نیز فرقی به مثل زمین و آسمان بود. این دو نفر، یکی نبی خدا یونس علیه السلام و دیگری طاغوت زمان، فرعون بود.

بلی! این پیامبر بود و آن ستمگر زمان، یکی در حالت ایمان به دریا زد و دیگری در حالت کفر، یکی در حالی غرق می‏شد که به یگانگی خداوند باور داشت و بر گناهش اعتراف می‏کرد و همین سبب نجات او شد؛ و دیگری در حال غرق، تاکید می‏کرد که به آن کس که بنی اسرائیل مؤمن است، ایمان دارد؛ اما این شهادت برای وی نفعی نرساند؛ زیرا عذاب را دیده بود و هلاکتش قطعی شده بود، در حالی که قبل از این، از کافران سرکش بود.

یکی از بین قومش بیرون شد چون بر کفر خویش اصرار ورزیده و ایمان نیاوردند و دیگری بر نبی خدا موسی و قوم او شورید که چرا به خدای رب العالمین ایمان آورده و او و خدایانش را ترک کرده است.

این یکی، قصد دریا را کرد و به خاطر خدا خشمگین بود. و آن یکی به طرف دریا رفت در حالی که از دستور خدا سرپیچی کرده و با پیامبرش اعلان جنگ نموده بود.

یکی رهسپار دریا شد در حالی که به خداوند گمان نیک داشت که بر او تنگ نخواهد گرفت. و آن دیگر به ادعای خدا بودن به طرف دریا بیرون شد و سر تاسرِ او را کبر و غرور و شرارت، فرا گرفته بود.

خداوند به دریا دستور داد تا برای موسی و قومش  به جاده ای هموار و خشک، و برای فرعون و پیروانش به عذاب، تبدیل شود. حضرت موسی علیه السلام از دریا پیروزمندانه بیرون شد؛ اما فرعون با جثه اش در دریا پدیدار گشت، تا اینکه پند و اندرزی برای عالمیان باشد. همانا نجات موسی علیه السلام درسی بود و هلاکت فرعون آیه ای؛ تا متکبرین و طاغوتیان زمان بدانند که چگونه است عاقبت متکبرین؟ خداوند متعال می‏فرماید: {وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِی إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدَائِنِ حَاشِرِینَ إِنَّ هَؤُلَاءِ لَشِرْذِمَهٌ قَلِیلُونَ وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ وَإِنَّا لَجَمِیعٌ حَاذِرُونَ… فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِینَ… وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِینَ وَأَنْجَیْنَا مُوسَى وَمَنْ مَعَهُ أَجْمَعِینَ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ} )ما به موسی وحی کردیم که شبانه بندگان ]مؤمن بنی اسرائیل[ مرا ]از مصر[ کوچ بده. شما حتماً تعقیب می‏شوید ]و فرعون و فرعونیان برای دستگیری شما دنبال‏تان می‏کنند[.

]توسّط جاسوسان خبر به دربار رسید که موسی و بنی اسرائیل در صدد کوچ به سرزمین دیگری هستند[ پس فرعون ]مأمورانی[ به شهرها فرستاد تا ]نیرو[ جمع کنند ]و جلو ایشان را بگیرند. فرعون به مأموران دستور داد و گفت: به اهالی شهرها بگوئید:[ اینها ]که قصد فرار و تجمع و تقویت در جای دیگری را دارند[ گروه اندک و ناچیزی هستند ]و ما با نخستین تاخت ایشان را گرفتار و به شکنجه و آزار می‏رسانیم[. آنان ما را بر سر خشم می آورند.

]البتّه جای هیچ گونه نگرانی نیست، و لیکن[ ما گروهی هستیم محتاط ]و بیدار و دوراندیش[….]فرعون و فرعونیان[ بنی اسرائیل را تعقیب کردند و به هنگام طلوع آفتاب بدیشان رسیدند… و در آنجا دیگران را ]نیز به موسی و بنی اسرائیل[ نزدیک گرداندیم ]و فرعون و فرعونیان را وارد آن راه های دوازده گانه کردیم[. موسی و جملگی همراهان او را نجات دادیم. سپس دیگران را غرق کردیم. بی‏گمان در این ]ماجرای نجات مؤمنان و غرق کافران[ درس عبرت بزرگی است ]برای کسانی که چشم باز و دل آگاه داشته باشند و درباره سرگذشت جبّاران مغرور بیندیشند و اوراق تاریخ مکتوب و منظور را به دقّت بخوانند و ببینند[. ولی اکثر آنان ایمان نیاوردند ]و کمتر ایشان، همچون آسیه و جادوگران، به جمع مؤمنان پیوستند[) [الشعراء: ۵۲- ۶۷]

بنگر که چگونه خوار و زبونانه حیاتش خاتمه یافت، متکبری که دیروز بر بنی اسرائیل ظلم می‏کرد، امروز خود را یکی از پیروان دین شان می داند و به خاطر نجات از هلاکتی که متوجه او شده بود، به آنچه بنی اسرائیل ایمان آورده اند، اظهار ایمان می‏کند. خداوند متعال می‏فرماید: {وَجَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْیًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِیلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ آلْآنَ وَقَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَکُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَهً وَإِنَّ کَثِیرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} (بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم. فرعون و لشکریانش، برای ظلم و تعدّی، آنان را دنبال کردند و در پی ایشان راه افتادند، تا بدانجا که ]گذرگاه دریا به هم آمد و آب از هر سو ایشان را در برگرفت و[ غرقاب فرعون را در خود پیچید. ]در این هنگام بود که[ گفت: ایمان دارم که خدائی وجود ندارد مگر آن خدائی که بنی اسرائیل بدو ایمان آورده اند و من از زمره فرمان‏برداران ]و مطیعان فرمان یزدان[ هستم. آیا اکنون ]که مرگت فرا رسیده است و توبه پذیرفتنی نیست، از کرده خود پشیمانی و روی به خدای می داری؟[ و حال آن که قبلاً سرکشی می‏کردی و از زمره تباهکاران بودی. ما امروز لاشه تو را ]از امواج دریا و یورش ماهی‏ها[ می‏رهانیم ]و آن را به ساحل می‏رسانیم و به پیش کسانی گسیل می‏داریم که تو را خدا می‏دانستند[ تا برای کسانی‏که اینجا نیستند و برای آیندگان درس عبرتی باشی. بی‏گمان بسیاری از مردمان از آیات ]خواندنی قرآن و دیدنی جهان[ ما غافل و بی‏خبرند ]و بدانها چنان که شاید و باید نمی‏نگرند[.) [یونس: ۹۰ – ۹۲]

بنگر که چگونه اهل زمین وآسمان بر وی خشم گرفتند و بر فراقش خوشحالی می‏کردند خداوند متعال می‏فرماید: {وَلَقَدْ نَجَّیْنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِینِ مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ کَانَ عَالِیًا مِنَ الْمُسْرِفِینَ} (ما بنی اسرائیل را از عذاب خوارکننده رهائی بخشیدیم. ]ایشان را نجات دادیم[ از فرعون. کسی‏که بر دیگران بزرگی می‏فروخت و ستمگری می‏نمود، و از زمره­ی تبهکارانی بود که ظلم و فساد را از حدّ می‏گذرانند.) [الدخان: ۳۰، ۳۱]

این بود سرگذشت فرعون که هلاکتش آیه ای است برای عالمیان و دیگر داستان کسی‏که تا به روز قیامت مؤمنین از آن پند و اندرز خواهند گرفت و در سختی‏ها و مشکلات به آن اقتداء خواهند کرد و با دعایش به نیایش پروردگارشان خواهند پرداخت به امید اینکه سختی‏ها بر ایشان آسان شود.

آری! او یونس بن متی کسی بود که قومش را به سوی خداوند دعوت کرد؛ اما قومش انذار او را نپذیرفتند و بر کفر خویش اصرار ورزیدند، او از میان شان خشمگین بیرون شد و ایشان را از عذاب الهی بیم می‏داد و گمان می‏کرد که خداوند بر او سخت نخواهد گرفت و با اضطراب و هیجان به کشتی سوار شد.

هوای دریا طوفانی شد و بار کشتی سنگینی می‏کرد، سواران کشتی تصمیم گرفتند به خاطر سبک کردن کشتی یکی را به قید قرعه به دریا بیندازند، قرعه چندین مرتبه به نام یونس علیه السلام بر آمد، به ناچار حضرت یونس به دریا انداخته شد و ماهی او را بلعید.

خداوند متعال به ماهی دستور داد که گوشت او را نخراشیده واستخوانش را خرد نکند. به این ترتیب حضرت یونس به خانه ای منتقل گردید که نه فرشی داشت و نه پرده ای، نه در آن آبی بود و نه غذایی، خانه ای بود خالی از سکنه، و سرتاسر آن ظلمت و تاریکی بود؛ تاریکی شکم ماهی، تاریکی دریا و تاریکی شب.

ابن کثیر در تفسیرش از عوف اعرابی ذکر می‏کند: هنگامی‏که حضرت یونس در بطن ماهی جای گرفت، گمان کرد که مرده است و با حرکت پایش از زنده بودن خود مطمئن شد و بلافاصله در دل دریا و در شکم ماهی به سجده پروردگارش پرداخت و ندا سر داد که پروردگارا! در جایی به سجده‏ی تو پرداختم که هیچکس از بشر، به آنجا نرسیده است.

او فرصت را غنیمت شمرده و به تسبیح پروردگارش مشغول بود، فرشته های الهی صدایش را شنیدند و به بارگاه الهی عرض کردند که بار الها! ما صدای ضعیفی را به سرزمین نا آشنایی شنیدیم. خداوند فرمود که او بنده ام یونس است به خاطری که نا فرمانی ام را نمود، او را در شکم ماهی در دریا حبس کرده ام. فرشته‏ها گفتند: او بنده‏ی صالحی است که شب و روز اعمال صالح او به سوی تو بالا می‏رود. به این ترتیب خداوند شفاعت فرشته‏ها را قبول کرد و به ماهی دستور داد تا او را به ساحل دریا بیندازد. خداوند متعال در کتاب خود برای ما از این ماجرا پرده بر می‏دارد: {وَإِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ  فَسَاهَمَ فَکَانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ  فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِیمٌ فَلَوْلَا أَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ سَقِیمٌ وَأَنْبَتْنَا عَلَیْهِ شَجَرَهً مِنْ یَقْطِینٍ وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِائَهِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِینٍ} (مسلّماً یونس هم از زمره­ی پیغمبران بود.

زمانی، او به سوی کشتی پر ]از مسافر و کالا، بدون اجازه پروردگارش، از میان قوم خود[ گریخت. ]کشتی دچار سانحه شد و می‏بایست بر طبق قرعه، افرادی از سرنشینان به دریا انداخته شوند[. یونس در قرعه کشی شرکت کرد و از جمله کسانی شد که قرعه به نام ایشان درآمد. ]پس برابر عرف آن روز به دریا انداخته شد[. ماهی او را بلعید، در حالی که مستحقّ ملامت بود ]و می‏بایست در برابر کاری که کرده بود، زندانی شود[. اگر او قبلاً از زمره­ی پرستش‏گران نمی‏بود. او در شکم ماهی تا روز رستاخیز می‏ماند. ما او را در یک سرزمین برهوت خالی ]ازدرخت و گیاه[ افکندیم، در حالی‏که بیمار و نزار بود. ما کدوبُنی بر بالای او رویانیدیم ]تا در سایه­ی برگ‏های پهن و مرطوب آن بیارامد. یونس کم کم بهبودی یافت[ و او را به سوی جمعیّت یک صد هزار نفری یا بیشتر فرستادیم ]تا ایشان را به ایمان آوردن و توبه کردن از بدی‏ها و انجام نیکی‏ها دعوت کند[. آنان همه ایمان آوردند و ما ایشان را از مواهب فراوان و نعمت‏های فراخ زندگی تا مدّت مشخّصی بهره‏مند ساختیم.) [الصافات: ۱۳۹ – ۱۴۸]

بنگر که خداوند چگونه او را در شکم ماهی حفظ نمود و از ضعفی که به او در شکم ماهی رسیده بود شفایش داد سپس منت‏های الهی به او ادامه یافت و خداوند او را به سوی قومش که صد هزار نفر یا بیشتر بودند فرستاد تا برایش پاداشی ثبت شود به اندازه­ی پاداش کسانی که به دست او ایمان آوردند و این فضل خداوند است که به هر کس که بخواهد می‏بخشد.

این یکی را ماهی به بیرون از دریا انداخت و از ضعفی که به او رسیده عافیت یافت و آن دیگر از قعر دریا به بیرون پرتاب شد و بدبخت گردید.

یکی فرشته‏ها در حق او شفاعت می‏کنند و دیگری به دستور خداوند او را عذاب می‏کنند. یکی پیامبر و سفیر خدا میگردد و دیگری بد بخت و رانده شده می‏گردد.

یکی همیشه به خوبی یاد می‏گردد و دیگری بدی و مذمت ملازم و مصاحب اوست، این یکی در بهشت به سیر و سیاحت می‏پردازد و آن دیگر صبح و شام بر او عذاب عرضه می‏گردد؛ {النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوًّا وَعَشِیًّا وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ} (و آن آتش دوزخ است که بامدادان و شامگاهان آنان بدان عرضه می‏شوند. ]این عذاب برزخ ایشان است[ و امّا روزی که قیامت برپا می‏شود ]خدا به فرشتگان دستور می‏دهد[ خاندان فرعون ]و پیروان او[ را به شدیدترین عذاب دچار سازید.) [غافر: ۴۶]

بنگر که چگونه کار و عمل یکی است؛ اما این هدف است که در بین این دو عمل فرق می‏آورد. هر دو به دریا وارد شدند؛ اما برای هر کدام سر نوشت و پایانِ جداگانه، رقم خورد.

درباره ی احمد صمیم منیب

همچنین ببینید

عزل عثمانی چرا!؟

عزل عثمانی چرا!؟ همه نیک می‌دانیم که در وضعیت جاری کشور تنها با جدّیت، تلاش، ...

چرا سیّدقطب را دوست دارم؟

نوشته: احسان الفقیه / ترجمه: عبدالخالق احسان ۱) سیّدقطب را بر خلاف میل کینه‌توزان، ستمگران، ...

کمّ یا کیف، جسم یا جان!؟

نوشته‌ی بصیراحمد مبصّر از پر ارزش‌ترین گزاره‌های شرعی، مقدّم داشتن کیفیت بر کمیّت انگاشته می‌شود. ...

چگونه در آموزشگاه رمضان تقوا بیاموزیم؟

نویسنده: عبدالخالق احسان ماه مبارک رمضان بسان مدرسه و آموزشگاهی می‌ماند که در آن مضامینی ...

گزارش اهداء جوایز مسابقه احیای رمضان!

دو شنبه ۱۴ جوزا ۱۳۹۶ فهم آموزه‏های اسلامی و شناخت دقیق معارف آن از بایسته‏های ...

رحمت پیامبر صلی الله علیه و سلم در جهاد

نویسنده : دکتور راغب سرجانی مترجم : عزیز الله حفیظ در ابتدا شاید بعضی از ...

در دهه‏ی اخیر رمضان چه کنیم؟!

نویسنده: دکتر محمد عریفی با استدلال به عملکردِ پیامبر صلی الله علیه وسلم می توان ...

انفاق در رمضان

نویسنده: شیخ محمد حسن الددو برگردان: عبدالرحمن عزام از زمره‏ی عمده‏ترین آزمایش‏های الهی که با ...

اهمیت مطالعه و چگونگی بهرمند شدن از مطالعه

نوشته: عبدالخالق احسان دانشمندان و علمای که اهمیت کتاب و مطالعه را درست درک کرده ...

دین و سعادت آدمی

نگاشته‌ی: نعمت الله سبحانی در اذهان برخی چنین رسوخ نموده است، که گویا دین آمده ...

ویژ‌ه‌گی‌های شش گانه مربی

نگارنده: عبد العزیز عماری گزارنده: نعمت الله سبحانی مربی موفق و کامیاب دارای ویژگی‌هایی است ...

برتری‌جویی و خودبهتربینی؛ در آیینه ی تاریخ و قرآن

نویسنده: فضل الرحمن فقیهی استاد دانشگاه هرات جاهلیت پیر یا قوم‌پرستی جاهلانه، میراث شوم و ...

باید اُمید داشت، باید اُمید کاشت!

نوشته‌‌ی: دکتور إحسان الفقیه ترجمه و تعبیر: بصیراحمد مبصّر اگر برگ‌ های انباشته شده در ...

آیا عبادات مانع تولید، و ضیاع وقت است؟

نوشته:‌ دکتور یوسف قرضاوی / ترجمه:‌عبدالخالق احسان برخی می گویند:‌ هر باور دینی، بر ایمان ...

امتحان مسابقۀ احیای رمضان!

جمعه؛ ۴ جوزای ۱۳۹۷ مسابقۀ احیای رمضان که در آن حدود ۵۰۰۰ کتاب توزیع و ...

پیش از اینکه فرزندت را تنبیه‌ کنی!

نویسنده: محمد المهدی- روانپزشک ترجمه: عبدالخالق احسان تنبیه و مجازات از جمله آخرین وسایل تربیتی ...

گزارش برنامه افطار الصائم جمعیت اصلاح افغانستان – هرات

بدون شک اسلام دین مورد پسند الله برای بشریت است و اعتصام به این دین ...

هفته و ماه مسلمان

نوشته:‌ استاد ضیاء احمد فاضلی اعمال هفته وار * این که نماز صبح روز جمعه ...

نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی

نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی که به دوستان یک دل سر دست برفشانی ...

اندرزهایی ارزنده

نویسنده: دکتر طارق سویدان برگردان: عبدالرحمن عزام زمینه­ی اول: سفر کن و به سیر و ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

https://archive.org/download/TalaAlbadr.11/11.talaAlbadr.mp3