خانه / صفحه اصلی / آرشیو مطالب / رحمت پیامبر صلی الله علیه و سلم در جهاد

رحمت پیامبر صلی الله علیه و سلم در جهاد

نویسنده : دکتور راغب سرجانی

مترجم : عزیز الله حفیظ

در ابتدا شاید بعضی از دیدن این عنوان تعجب کنند و تعجب شان به این خاطر باشد که آنان تصور رحمت در جنگ و جهاد را ندارند (چون در جنگ که نمی­تواند رحمت باشد همه اش قتل و کشتار است!) ؛ این تصور شاید درست باشد؛ اگر فرهنگ و تمدنی غیر از اسلام را در نظر بگیریم، و اگر منظورمان رهبر و زعیمی غیر از رسول الله صلی الله علیه و سلم باشد؛ در حالی که رحمت ایشان صلی الله علیه و سلم در میدان جهاد امری ثابت و غیر قابل انکار است، چه با مسلمانان و چه با غیر مسلمانان.

فضیلت جهاد:

بدون تردید جهاد عملی است که میتوان آن را از بهترین انواع عبادات و از بالاترین آن ها از حیث منزلت و مکانت در اسلام دانست. بعضی از مردم گمان می­کنند که عبادت فقط نماز، روزه، زکات، حج و دیگر شعائر نظیر اینان است و بس ! و عبادت را به مفهوم شامل و وسیع آن که همه کوچک و بزرگ زندگی را در بر می­گیرد، به حساب نمی آورند ! الله متعال میفرماید: {قُلْ إِنَّ صَلاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ} [الأنعام: ۱۶۲].  )بگو: بی گمان نمازم, و عبادت (و قربانی) من, و زندگی و مرگ من, همه برای خداوند پروردگار جهانیان است.(

حال گفتگوی زیبا و لطیف پیامبر صلی الله علیه و سلم با معاذ بن جبل رضی الله عنه را ببین، که در آن مکانت و منزلت بسیاری از عبادات از جمله جهاد را در اسلام توضیح میدهد.

معاذ بن جبل رضی الله عنه می­فرماید: همراه پیامبر صلی الله علیه و سلم  در سفری بودم، هنگام صبح وقتی که همراه ایشان قدم میزدم، گفتم: یا رسول الله! مرا از عملی خبر بده که من را به بهشت داخل و از آتش دورم کند، فرمودند: به تحقیق که از امر بزرگی پرسیدی! اما رسیدن به بهشت آسان خواهد بود برای کسی که الله برایش آسان گرداند (و آنان عبارت اند از): الله متعال را عبادت کن و هیچ چیز را با او شریک نساز، نماز را اقامه نما، زکات را بپرداز، ماه رمضان را روزه بگیر، حج خانه (کعبه) را بجای آور؛ سپس فرمودند: آیا تو را به دروازه های خیر دلالت نکنم؟ روزه مانند سپر است، صدقه (آتشِ) گناهان را خاموش می­کند همانطور که آب آتش را؛  معاذ می­گوید: و سپس پیامبر علیه السلام این آیات تلاوت کردند :{تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ} تا اینکه به {یَعْمَلُونَ} رسید.

سپس فرمودند: آیا تو را از راس همه امور و ستون آن و بالاترین قله آن خبر ندهم؟ گفتم: بلی یا رسول الله صلی الله علیه و سلم ، فرمودند: اسلام راس همه امور است، ستون آن نماز و بالاترین قله آن جهاد است. در ادامه فرمودند :آیا تو را از اساس همه این ها باخبر نسازم؟ گفتم: بلی یا نبی الله، زبان مبارکشان را گرفتند و فرمودند: خود را از این حفظ کن، من گفتم: یا نبی الله، آیا ما به آنچه میگوییم مواخذه میشویم؟ فرمودند: مادرت بی فرزند شود ای معاذ ! آیا مردم را غیر از سخنان بیهوده که در حق دیگران گفته می­شود چیز دیگری بر صورت هایشان و یا بر بینی هایشان کشیده و در آتش می اندازند؟ (سنن ترمذی).

لذاجهاد فقط یک عبادت نیست، بلکه بالاترین قله اسلام است و در این مورد احادیث زیادی است که جمع و حصر آن در این مقال بسیار دشوار است.

تصاویری از رحمت پیامبر در جهاد:

با وجود اهمیت جهاد و اینکه امت بخاطر دفاع و حفاظت از اراضی و حرمات اسلام و مسلمانان و برای دفع و رد ظلم به جهاد نیاز دارد؛ اما رسول الله صلی الله علیه و سلم با مجاهدین و امت به طور عام با رحمتی عظیم و بی حد و مرز تعامل میکردند، از ظرفیت هایشان تقدیر کرده و از سختی هایشان می­کاست و بر آنان رحم نموده وهمراه شان انس می­گرفتند. این درحالی است که داشتن چنین موقفی در عرف بسیاری از مردم قابل باور نبوده و حتی اجازه چنین کاری را نیز به خودشان نمیدهند!!

غزوه ها و سریه ها

از زیباترین اموری که  در زندگی ایشان صلی الله علیه و سلم می­توانیم بیابیم، این است که شخص ایشان در تمام معرکه های اسلامی (با وجود علاقه بسیاری که داشتند) برای جهاد خارج نشدند، بلکه در بعضی خارج شدند که در اصطلاح سیرت به غزوه مشهور است، و در آن عده از جنگ ها که خارج نشدند در اصطلاح سیرت به آن سریه میگویند. چرا با وجود اشتیاق زیادی که برای قربانی دادن در راه الله داشتند در تمام معرکه ها برای جهاد خارج نشدند؟

پاسخ این سوال را خود ایشان صلی الله علیه و سلم میدهند: «قسم به آن ذاتی که جان من در قبضه اوست، اگر بخاطر آن عده از مومنان که دوست ندارند (در جنگها) از همراهی من باز بمانند در حالی که من قدرت تجهیز آن ها را ندارم، نمی­بود؛ از هیچ سریه ای که در راه الله جهاد می­کردند باز نمی­ماندم، قسم به آن ذاتی که جان من در قبضه اوست، دوست دارم که در راه الله کشته شوم و باز زنده شوم، دوباره کشته شوم و باز زنده شوم،  دوباره کشته شوم و باز زنده شوم، و دوباره کشته شوم.» (صحیح بخاری)

لهذا عدم حضور پیامبر صلی الله علیه و سلم به همه نبردها، به خاطر آسانگیری و سهولت بر مسلمانان بوده که بخاطر همراهی ایشان خود را به هرج نیندازند.

معاف نمودن ضعیفان از قتال

رسول الله صلی الله علیه و سلم از اینکه ضعیفان و ناتوانان به قتال بیرون شوند آنان را از روی رحمت و شفقتی که داشتند، نهی کردند، این در حالی بود که تعداد مسلمانان بسیار اندک و از طرفی دیگر مسلمانان به کمک های همه جانبه ای نیاز داشتند؛ اما پیامبر خوبیها، بر ضعیفان امتش بسیار رحیم بودند و دوست نداشتند که بر آن ها سختی وارد گردد.

عدم مشارکت زنان در نبردها

در سفر حجه الوداع می بینیم که چگونه پیامبر صلی الله علیه و سلم سوال مادر مؤمنان عائشه رضی الله عنها را که از جهاد پرسیدند با رد پاسخ گفتند :عائشه رضی الله عنها گفتند: یا رسول الله، ما جهاد را بهترین عمل می­بینیم، آیا به جهاد نپردازیم؟ ایشان صلی الله علیه و سلم فرمودند :« نخیر، اما بهترین جهاد (برایتان) حج مبرور است.»

این نشانه ای از رحمت و شفقت بر زنان این امت است و همین­طور از روی رحمت قبول نکردند تا کودکان خوردسال در صف جهاد بپیوندند و بجای­شان به جوانانی که قدرت جهاد را دارند با کسب اجازه از پدرانشان اجازه میدادند.

موقف پیامبر صلی الله علیه و سلم در مقابل عمرو بن جموح رضی الله عنه

عمرو بن جموح یکی از اصحاب کهنسال بوده و پایش نیز لنگ بود؛ لذا از شرکت در نبرد ها معاف گردید و به غزوه بدر شرکت نکرده و به غزوه احد تصمیم گرفت، شرکت نماید، فرزندانش اجازه نمی دادند، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفت و اصرار کرد و گفت: دوست دارم با پای لنگم به بهشت باشم. رسول الله به فرزندانش گفتند: بگذارید، شاید خداوند شهادت نصیبش کرده باشد. بالآخره عمرو بن جموح در غزوه احد جام شهادت نوشید.

وقتی او را دفن می کردند، رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: قسم به ذاتی که جانم در قبضه اوست، او را دیدم که با پای لنگش به سمت بهشت میرود.  ( الاصابه)

در ابتدا رسول الله صلی الله علیه و سلم نمی­خواست  بر آن صحابی معلول سختی بیاید، لذا او را از حضور در صف قتال معاف نمود و از سر رحمت او را از جهاد مانع شد، و در کنار آن بر خانواده او هم رحمت گستراند از اینکه بر مرگ آن صحابی بگریند و زندگی به کامشان تلخ شود  و از همه مهم تر، چهار فرزندش به جهاد رفته بودند و او باید در خانه برای سرپرستی خانواده خود میماند! اما وقتی که آنحضرت اشتیاق، رغبت و احساسات پاک او را بخاطر حضور در صف جهاد  دید دلش باز به گونه ای دیگر به رحم آمد و خواسته او را پذیرفت تا در صف همراه دیگران حضور یابد. و زمانی که عمرو بن جموح رضی الله عنه به شهادت رسید؛ رسول الله صلی الله علیه و سلم خانواده ایشان را به مسیری بسیار نیک بشارت دادند تا فرزندانش خوشحال شوند و احساس دلتنگی نکنند.

ترس ایشان صلی الله علیه وسلم بخاطر خستگی سپاهیان اسلام

ایشان صلی الله علیه و سلم به خاطر رفع خستگی و صحابه در فتح مکه روزه­ی شان را افطار کردند،‌ در حالی به شام چیزی باقی نمانده بود. از جابر بن عبد الله رضی الله عنهما روایت است که فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و سلم در سال فتح مکه در ماه رمضان به سوی مکه راه افتادند  و روزه دار بودند تا اینکه سایه شنزارها دیده شد (وقت عصر) و مردم هم روزه گرفته بودند، سپس مقداری آب خواستند و آن را بالا گرفتند و نوشیدند تا همه آن را ببینند. بعد به ایشان گفته شد: بعضی از مردم روزه دارند! ایشان فرمودند: آنها نافرمانند، آنها نافرمانند. (صحیح مسلم)

الله اکبر!

چه رحمت بزرگی!

پیامبر صلی الله علیه و سلم نخواستند تا وقت افطار برسد و تا آن موقع مردم روزه داشته باشند، چون شاید بر آن ها سخت می شد و در حرج می افتادند!! پس خود شروع کردند به شکستن روزه و با آب افطار کردند (با وجود اینکه هنوز خورشید غروب نکرده بود!) تا در این کار امام آنان باشند (و از ایشان اتباع صورت گیرد) و با ایشان بسیاری از مسلمانان روزه خود را شکستند. در این میان گروهی از مسلمانان اراده داشتند روزه خود را کامل کنند، وقتی این خبر به رسول الله صلی الله علیه و سلم رسید، گفتند: آنان نافرمانان هستند !!!. این کلمات را برایشان گفتند چون آنان بر خودشان رحم نکردند و همچنان بر کسانی که در این کار از آنها تقلید میکنند هم رحم نکردند.

رسول الله صلی الله علیه و سلم همیشه به زخم های سربازان و سپاهیان اسلام اهمیت میدادند، و بر اینکه زخم اصحاب را مداوا نمایند بسیار حریص بودند و دوست داشتند که با دست مبارکشان خودشان زخم ها را مداوا کنند. روزی سعد بن معاذ از ناحیه­ی رگ، دستشان زخمی شد، پیامبر صلی الله علیه و سلم آن را با دستان خودشان با قیچی جای زخم را داغ کردند تا خونش بند شود، بعد دستش ورم کرد، دوباره چنین کاری کردند (تا خون بند بیاید).  (صحیح مسلم) و زمانی که زخم شدت گرفت و پیامبر صلی الله علیه و سلم نتوانستند کاری انجام دهند، مسئولیت علاج او را به رفیده رضی الله عنه سپردند؛ چون رفیده در طب و علاج امراض بسیار مشهور بود و همچنین برای رفیده خیمه ای در مسجد ساخت و خودشان نیز از آن جا دیدن میکردند. ( الاصابه)

اندوه پیامبر علیه السلام بر اذیت و آذر شدن صحابه

اگر بر اصحاب مجاهد و جان برکف سختی می آمد یا کسی از آنها شهید میشد، رسول الله صلی الله علیه و سلم بسیار اندوهگین می­شدند. با وجود اینکه ایشان رئیس دولت و رهبر آن بودند؛ اما این سمت مانع آن نمیشد تا بر آن ها و رنجی که میدیدند گریه نکنند  با وجود آن که آن ها شهید میشدند (و چه مقامی بالاتر از شهادت)! و مردم هم با گریه پیامبر صلی الله علیه و سلم متاثر می­شدند و آن ها هم می­گریستند و این به این خاطر بود که در قلب آنحضرت صلی الله علیه و سلم رحمتی بس وسیع وجود داشت.

انس بن مالک روایت میکند که پیامبر صلی الله علیه و سلم  خبر مرگ زید، جعفر و ابن رواحه رضی الله عنهم را بیان کرد، قبل از اینکه خبر آن به مردم برسد!. سپس فرمودند: «زید بیرق را گرفت و ضربه دید و شهید شد، سپس جعفر آن را گرفت و او هم شهید شد، بعد از آن عبدالله بن رواحه بیرق را گرفت و او هم شهید شد،» و (این وقایع را پیامبر صلی الله علیه و سلم در حالی بیان مینمودند که) از چشمان رسول الله صلی الله علیه و سلم اشک می ریخت، «سپس  خالد بن ولید با اینکه امیر نبود بیرق را گرفت و مسلمانان پیروز شدند و خداوند فتح را نصیب مسلمانان کرد.»

رعایت کردن حال خانواده های مجاهدین

ایشان صلی الله علیه و سلم  برای اینکه سربازان و مجاهدان راحتی قلبی داشته باشند، بسیار حریص بودند و این مهم با اطمینان حاصل کردن از طرف خانواده های­شان اثناء بیرون شدن به صحنه قتال، صورت می گرفت.

لذا ایشان همواره امتشان را تربیت میکردند و به آن ها نصیحت می­نمودند و به امت خود می آموختند تا رعایت حال خانواده های مجاهدین را بمایند،

به همین خاطر است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می­فرمایند: کسی که مجاهدی را تجهیز کند، مانند آن است که خودش جهاد کرده باشد، و کسی که از بازماندگان مجاهد به طور شایسته­ی سرپرستی کند، مانند آن است که خودش جهاد کرده باشد. ( صحیح بخاری)

رحمت پیامبر صلی الله علیه و سلم بر کسانی که از صحنه کارزار جهاد فرار میکردند

موضوع را با امر عجیبی به پایان میرسانم، رحمتی بسیار کمیاب و نادر؛ و آن رحم بر فرار کنندگان از صحنه جهاد است!

طوری که همه میدانند؛ فرار از جهاد از گناهان کبیره شمرده شده است و رسول الله صلی الله علیه و سلم با صراحت بیان کرده اند: از هفت گناه هلاک کننده دوری کنید!  و از آن جمله: … فرار از میدان روز نبرد با کفار…، را عنوان کردند. (صحیح بخاری)

با این حال رسول الله صلی الله علیه و سلم  بین کسی که همیشه فرار میکند (و فرار از عادات او گشته) و بین کسی فرار بر او عارض گشته و احتمال تکرار ندارد فرق قائل بودند و بر نوع دوم رحم و شفقت میکردند و به نکات منفی اش اشاره نمی­نمودند.

چنانچه تعدادی از مسلمانان در غزوه­ی احد پابه فرار نهادند؛ این درحالی است که در هیچ کتاب سنت و سیرتی نقل نشده است که ایشان صلی الله علیه و سلم  بر فرار کنندگان ملامت کرده باشند و بر آنان خرده گرفته باشند؛ بلکه برعکس آنان را به کار می انداختند و تشویقشان می­کردند تا روز بعدی برای جنگ با مشرکان بیرون شوند و آنان را وادار به فرار کنند.

ایشان صلی الله علیه و سلم موذن را امر کردند تا امر به جهاد کند و امر نماید که فقط کسانی که دیروز با ما همراه بودند در این جنگ شرکت کنند. (السیره النبویه. ابن هشام)

و هم چنان در پی غزوه موته که سپاه اسلام به قیادت خالد بن ولید رضی الله عنه عقب نشینی کرد؛ چون دو قدرت یکسان نبودند، سپاه رومیان شصت برابر سپاه مسلمانان بود. عبدالله بن عمر رضی الله عنهما دلایل این عقب نشینی، عکس العمل اهل مدینه و همینطور عکس العمل رسول الله صلی الله علیه و سلم را چنین بیان میکند: پیامبر صلی الله علیه و سلم ما را به نبردی فرستادند، سپاهیان در محاصره ای شدید واقع شدند و من هم در میان محاصره شدگان بودم، با هم گفتیم: حال چه کنیم؟ در حالی که از جنگ فرار کرده بودیم و در غضب گرفتار آمده بودیم، سپس گفتیم: اگر به مدینه وارد شدیم شب را در آن جا سپری میکنیم. بعد گفتیم: اگر خودمان را پیش رسول الله صلی الله علیه و سلم پیش کنیم شاید ما را ببخشد و برایمان مجال توبه بدهد و عذر ما را بپذیرد،  وگر نه (اگر عذر ما را نپذیرفت) باز می­گردیم. لذا قبل از سپیده دم نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم رسیدیم، ایشان بیرون آمدند و فرمودند: «کیستید؟»، گفتیم: ما فرارکنندگان هستیم (کسانی که از جنگ فرار کرده اند)، ایشان فرمودند: «نه بلکه شما بازگشتگان هستید، و من ملجأ شما هستم» ( سنن ترمذی) (یعنی شما از جنگ فرار نکرده اید بلکه فقط برای تجدید قوا به عقب بازگشته اید و به فرقه خود پیوسته اید).

آیا تاریخ رحمتی مانند این را به خود دیده است؟! و آیا قائد و رهبری در زمین، رحم و شفقت را به جایی میرساند که حتی فرار سربازش را عزیمت بشمارد، همانطور که رسول الله صلی الله علیه و سلم انجام دادند. به تحقیق که بر ما این آیه قرآن مجید، کلام پروردگار جهانیان،  ثابت گشته است: {وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ} (و ]ای پیامبر![ تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.)

درباره ی احمد صمیم منیب

همچنین ببینید

عزل عثمانی چرا!؟

عزل عثمانی چرا!؟ همه نیک می‌دانیم که در وضعیت جاری کشور تنها با جدّیت، تلاش، ...

چرا سیّدقطب را دوست دارم؟

نوشته: احسان الفقیه / ترجمه: عبدالخالق احسان ۱) سیّدقطب را بر خلاف میل کینه‌توزان، ستمگران، ...

کمّ یا کیف، جسم یا جان!؟

نوشته‌ی بصیراحمد مبصّر از پر ارزش‌ترین گزاره‌های شرعی، مقدّم داشتن کیفیت بر کمیّت انگاشته می‌شود. ...

چگونه در آموزشگاه رمضان تقوا بیاموزیم؟

نویسنده: عبدالخالق احسان ماه مبارک رمضان بسان مدرسه و آموزشگاهی می‌ماند که در آن مضامینی ...

گزارش اهداء جوایز مسابقه احیای رمضان!

دو شنبه ۱۴ جوزا ۱۳۹۶ فهم آموزه‏های اسلامی و شناخت دقیق معارف آن از بایسته‏های ...

در دهه‏ی اخیر رمضان چه کنیم؟!

نویسنده: دکتر محمد عریفی با استدلال به عملکردِ پیامبر صلی الله علیه وسلم می توان ...

انفاق در رمضان

نویسنده: شیخ محمد حسن الددو برگردان: عبدالرحمن عزام از زمره‏ی عمده‏ترین آزمایش‏های الهی که با ...

اهمیت مطالعه و چگونگی بهرمند شدن از مطالعه

نوشته: عبدالخالق احسان دانشمندان و علمای که اهمیت کتاب و مطالعه را درست درک کرده ...

دین و سعادت آدمی

نگاشته‌ی: نعمت الله سبحانی در اذهان برخی چنین رسوخ نموده است، که گویا دین آمده ...

ویژ‌ه‌گی‌های شش گانه مربی

نگارنده: عبد العزیز عماری گزارنده: نعمت الله سبحانی مربی موفق و کامیاب دارای ویژگی‌هایی است ...

برتری‌جویی و خودبهتربینی؛ در آیینه ی تاریخ و قرآن

نویسنده: فضل الرحمن فقیهی استاد دانشگاه هرات جاهلیت پیر یا قوم‌پرستی جاهلانه، میراث شوم و ...

باید اُمید داشت، باید اُمید کاشت!

نوشته‌‌ی: دکتور إحسان الفقیه ترجمه و تعبیر: بصیراحمد مبصّر اگر برگ‌ های انباشته شده در ...

آیا عبادات مانع تولید، و ضیاع وقت است؟

نوشته:‌ دکتور یوسف قرضاوی / ترجمه:‌عبدالخالق احسان برخی می گویند:‌ هر باور دینی، بر ایمان ...

امتحان مسابقۀ احیای رمضان!

جمعه؛ ۴ جوزای ۱۳۹۷ مسابقۀ احیای رمضان که در آن حدود ۵۰۰۰ کتاب توزیع و ...

پیش از اینکه فرزندت را تنبیه‌ کنی!

نویسنده: محمد المهدی- روانپزشک ترجمه: عبدالخالق احسان تنبیه و مجازات از جمله آخرین وسایل تربیتی ...

گزارش برنامه افطار الصائم جمعیت اصلاح افغانستان – هرات

بدون شک اسلام دین مورد پسند الله برای بشریت است و اعتصام به این دین ...

هفته و ماه مسلمان

نوشته:‌ استاد ضیاء احمد فاضلی اعمال هفته وار * این که نماز صبح روز جمعه ...

نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی

نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی که به دوستان یک دل سر دست برفشانی ...

اندرزهایی ارزنده

نویسنده: دکتر طارق سویدان برگردان: عبدالرحمن عزام زمینه­ی اول: سفر کن و به سیر و ...

برنامه ای رمضانی!

نوشته‌ی:  د.طارق سویدان برگردان:  بصیراحمد مبصّر با نام و یاد پروردگار! برای رمضان برنامه ریزی ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

https://archive.org/download/TalaAlbadr.11/11.talaAlbadr.mp3