خانه / صفحه اصلی / آرشیو مطالب / خطرناک¬ترین مرض

خطرناک¬ترین مرض

نوشته:‌ د. علی القره داغی

ترجمه:‌ عبدالملک فاضلی

با نگاه پند آمیز در کتاب خداوند و سنت و سیرت عطر آکین رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم، خواهیم یافت که دین اسلام آمده است تا  مجموعه­ی از مقاصد و اهداف والایی را در زندگی انسان مومن تحقق بخشد که در رأس آن پاکی درونی و بیرونی  فرد و امت قرار دارد.

برای تحقق این منظور می توان گفت که از جمله اولین آیات قرآن کریم که بر پیامبر نازل شد؛ آیات سوره مبارکه­ی مدثر می باشد: {وَثِیَابَکَ فَطَهِّرْ (۴) وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ} [المدثر: ۴، ۵]  (و جامه خویش را پاکیزه دار، و از چیزهای کثیف و پلید دوری کن)

اینجا آیت اولی اشاره به تمیز بودن ظاهر وآیت دوم تصریح به پاکی وجود از شرک، ریا، نفاق و تمام نواهی الهی دارد.

همچنانکه خداوند می فرماید: {إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ } [البقره: ۲۲۲] (بی گمان خداوند توبه کاران و پاکان را دوست می دارد)

این آیه افاده دارد بر اینکه توبه همانند چشمه­ی است که آب صاف و پاک از آن فواره می زند که گناهان را شسته و انسان را پاک می سازد، و محبت خداوند شامل حال کسانی می شود که  نفس خود را از لحاظ ظاهری و باطنی پاک بدارد.

همانا اسلام پاکی – درونی و بیرونی – را رکن تمامی عبادات قرار داده است و عبادتی را از بنده خویش می پذیرد که با رعایت هر دو پاکی اداء شده باشد، پس هدف نهایی از انجام عبادات رسیدن به پاکی دل و نفس و دور شدن از خبائث و ناپاکی ها و امراضی است که به قلب، عقل، فکر، نفس و روح تعلق دارد.

این همان اسلامی است که خداوند می خواهد بنده­ی مومن با آن زیبا شود و به اصلاح صفات و پاکی جوهر خود بپردازد و روح، نفس و جوارح خود را از صفات ناپاک وقایه کند تا این که قرآن زنده ی شود که در روی زمین راه می رود.

امراض قلوب ازخطرناک ترین امراضی اند که اجتماع را متلاشی و متفرق کرده و عزم و اراده­ی شان را سست و پراکندگی را میان شان می آورد، که در راس آن نفاق قرار دارد.

نفاق دو نوع است؛ نفاق اکبر که به آن نفاق در عقیده نیز گفته می شود؛ شخص چیزی را اظهار می کند که بر خلاف آن عقیده دارد، مثلا اعتقاد و باور به خداوند را به زبان می آورد، اما در دلش کفر وجود دارد، از قبول حق اباء ورزیده و انکارش می کند. در حقیقت این همان کفری است که خداوند جل جلاله مرتکبش را به خواری و ذلت و رسوایی در دنیا وعده داده و در جهنم به سخت ترین عذاب مجازاتش می کند. { إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِیرًا} [النساء: ۱۴۵] (بیگمان منافقان در اعماق دوزخ و در پائین ترین مکان آن هستند و هرگز یاوری برای آنان نخواهی یافت.)

نوع دوم از نفاق شایع به نام نفاق عمل یاد می شود، که  به آن ریا و دو رویی نیز می گویند؛ که شخص به خاطر رسیدن به مصالح شخصی به وسایل نا مشروعی متوسل می شود و به مجامله گویی و ریاء روی می آورد، باطل را به لباس حق جلوه می دهد در حالی که یقین دارد که بر خداوند افتراء بسته و با خود و بر کسی که با او رفتار منافقانه می کند کاذب است. این نوع نفاق مثل نوع اول شخص را به سرحد کفر نمی رساند، اما برای صاحبش ذلت و خواری دردنیا و عذاب الهی در آخرت را در پی دارد.

نفاق خطر بزرگی است که ایمان انسان را تهدید کرده و تاثیر منفی بر جوامع دارد از همین جهت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم صفات منافقین را بر شمردند، و امت خویش را بیم دادند تا مبادا به  این صفات یا حد اقل به یکی از آنها آلوده شوند، که اینک در ذیل به بیان بعضی از این صفات در روشنایی آیات قرآنی خواهیم پرداخت:

دوگانگی در ارزش ها و تعامل: خداوند متعال می فرماید: {وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَیَاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ} [البقره: ۱۴] (وقتی که ]منافقان[ با مؤمنان روبرو می گردند، می گویند: ما هم ایمان آورده ایم. و هنگامی که با رؤسای شیطان صفت خود به خلوت می نشینند، می گویند: ما با شمائیم و ]مؤمنان را[ مسخره می نمائیم)

قسم دروغ: {اتَّخَذُوا أَیْمَانَهُمْ جُنَّهً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ} [المجادله: ۱۶] (آنان سوگندهایشان را سپری ]برای حفظ جان و مال خود[ ساخته اند و بدین وسیله مردمان را از راه یزدان بازداشته اند، و لذا عذاب خوارکننده ای دارند.)

خشمگین شدن و بدبینی هنگامی که خیری به مسلمانان برسد، و هنگامی که مصیبتی دامنگیر مسلمانان شود احساس خوشحالی کردن: {إِنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْکُمْ سَیِّئَهٌ یَفْرَحُوا بِهَا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ} [آل عمران: ۱۲۰].

(اگر نیکی به شما دست دهد ]و نعمتی همچون پیروزی و غنیمت بهره شما گردد[ ناراحت می شوند، و اگر به شما بدی برسد، شادمان می شوند. و اگر ]در برابر اذیّت و آزارشان[ بردباری کنید و ]از دوستی با ایشان[ بپرهیزید، حیله گری ]و دشمنانگی خائنانه[ آنان به شما هیچ زیانی نمی رساند، به تحقیق که خداوند بدانچه انجام می دهند احاطه دارد ]و قادر به دفع نقشه های خائنانه و نیرنگهای اهریمنانه ایشان از شما است.[)

دستور به کار های بد و باز داشتن از کار های شایسته: {الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ} [التوبه: ۶۷]

(مردان منافق و زنان منافق همه از یک گروه ]و یک قماش[ هستند. آنان همدیگر را به کار زشت فرا می خوانند و از کار خوب باز می دارند.)

نادیده گرفتن نماز و با تنبلی به سراغ آن رفتن: {وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاهِ قَامُوا کُسَالَى یُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا} [النساء: ۱۴۲] (منافقان هنگامی که برای نماز برمی خیزند، سست و بی حال به نماز می ایستند و با مردم ریا می کنند ]و نمازشان به خاطر مردم است؛ نه به خاطر خدا[ و خدای را کمتر یاد می کنند و جز اندکی به عبادت او نمی پردازند.)

عدم ثبات و استقرار: {مُذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذَلِکَ لَا إِلَى هَؤُلَاءِ وَلَا إِلَى هَؤُلَاءِ وَمَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلًا} [النساء: ۱۴۳] (در این میان سرگشته و متردّدند. ]گاهی به سوی دین می روند و گاهی به سوی کفر می دوند. زمانی خویشتن را در صف مؤمنان، و زمانی در صف کافران جای می دهند! امّا در حقیقت[ نه با اینان و نه با آنان هستند ]و گمراه و حیرانند[ و هر که را خداوند ]بر اثر اعمال زشت و ناپسندش[ سرگشته و گمراه کند، راهی برای او ]به سوی سعادت و هدایت[ نخواهی یافت.)

ریاء و چند رنگی و زیبا سخنی {وَإِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ } [المنافقون: ۴] (هنگامی که ایشان را می بینی، پیکر، و سیمایشان تو را می گیرد و به شگفت می آورد ]و به خود می گوئی: چه انسانهای باوقار و برازنده ای![ و هنگامی که به سخن درمی آیند ]به علّت حلاوت کلامشان[ به سخنانشان گوش فرا می دهی.)

همکاری با دشمنان امت، تا از ایشان راضی شوند، این منافقان ناگزیر هستند به امت اسلامی خیانت کرده و قربانی های بزرگی را تقدیم دشمن کنند، تا از این طریق به اشباع غرور دشمن بپردازند و فرعون های زمان را از خود راضی کنند، بین این منافقین و دشمنان امت اسلامی ارتباط محکم و ناگسستنی وجود دارد.

همانا نفاق یک شگافی است بر پیکر امت اسلامی که از این طریق ضربات مهکلی بر امت وارد آمده است، و منافق به خاطر حفظ منصب و بهره بردن از متاع اندک دنیا حاضر است خدمات زیادی را به دشمنان امت اسلامی رایگان تقدیم کند، و فقط اراده اش بر این است که از امت سوء استفاده نماید و دوست دارد تا  پراکندگی را در صف مومنین ایجاد نماید و شگافی را در لباس الفت شان بیاورد.

انسان های زیادی را دیده ایم که از مبادی و اساساتی که سال های سال شعار آن را سر میدادند و پایبند آن بودند و آن را محک هدایت و گمراهی می دانستند به مجرد زرق و برق تو خالی سکولاریستی از این مبادی کنار رفتند. شعارشان دوستی با خدا، پیامبر و مومنین و بیزاری از کفار و دشمنان خدا، پیامبر و مومنین بود اما یک شبه این دشمن در کمین امت اسلامی،  نا خدای کشتی نجات این امت گردید.

از طرفی با نگاه به امت اسلامی می بینیم که از لحاظ اخلاقی وضع مناسبی ندارد و در بین افراد و اجتماعات آن چیزی به نام گفتگوی نرم و هدفمند بر حسب دلیل نیست.

مضرترین منافقان بر امت اسلامی کسانی اند که اهل جدل و شیرین زبان می باشند چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرمایند: «إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِی کُلُّ مُنَافِقٍ عَلِیمِ اللِّسَانِ» ]مسند احمد[ (مخوف ترین چیزی که از آن بر شما می ترسم منافقی است که دارای زبان دانا میباشد.) منظور از علیم اللسان: این است حکیمانه سخن می گوید و عملش آمیخته با ظلم و منکر است و این حالت اکثر رسانه ما است که به دروغ، جعل و افتراء می پردازند تا جایی که بیننده فکر می کند که باطل حق است و حق باطل، مظلوم ظالم است و ظالم مظلوم، پاکدامن متهم است و متهم پاکدامن، نهایتا بدون انکار این را پذیرفته و در وجودش جای می گیرد.

خیانت در امانت، دروغ، فریب، وناسزا گویی در هنگام دعوی: «قال صلى الله علیه وسلم: أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ کَانَ مُنَافِقًا خَالِصًا وَمَنْ کَانَتْ فِیهِ خَصْلَهٌ مِنْهُنَّ کَانَتْ فِیهِ خَصْلَهٌ مِنْ النِّفَاقِ حَتَّى یَدَعَهَا إِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ وَإِذَا حَدَّثَ کَذَبَ وَإِذَا عَاهَدَ غَدَرَ وَإِذَا خَاصَمَ فَجَرَ).] متفق علیه[

انسان منافق دروغ را وسیله رسیدن به هر چیزی می داند، در حالی که دروغ حرام است و در اسلام چیزی به نام دروغ سفید وجود ندارد، دروغ همه اش سیاه است و ایمان صاحبش را نابود می کند، زیرا شخص هنگامی که دروغ گفتن به او ساده شد هر کاری از وی بر می آید،  از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسان شد: «هَلْ یَزْنِی الْمُؤْمِنُ؟ قَالَ قَدْ یَکُونُ ذَلِکَ، قَالَ: هَلْ یَکْذِبُ؟ قَالَ: لَا». (آیا مؤمن زنا می کند؟ مبارک فرمودند: شاید این کار از وی سر زند. صحابه عرض کرد: آیا مؤمن دروغ می گوید؟ فرمودند: نه خیر.)

همچنان انسان منافق هیچ احترام و اهتمامی به وعده هایش با دیگران ندارد و از صفات بارزش خلاف وعده است، چنانچه صداقت در وعده از صفات پیامبران و بندگان صالح خداوند متعال می باشد. پروردگار در شان حضرت اسماعیل علیه السلام می فرماید: {وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولًا نَبِیًّا} [مریم: ۵۴] (در کتاب ]آسمانی قرآن[ از اسماعیل بگو. آن کسی که در وعده هایش راست بود، و پیغمبر والا مقامی بود) همین آیه بود که سبب شد تا ادیب توانا وکاتب بزرگ عباس محمود عقاد از سکولاریستی برگردد و بیشترین کوشش خود را صرف مطالعات اسلامی نماید، چنانچه عقاد روزی با کسی وعده گذاشت تا کاری برایش انجام دهد، آن شخص در حالی که مضطرب بود و آثار سوختگی و زخم بر دستانش دیده می شود حاضر شد، عقاد از وی سبب را پرسید،  وی پاسخ داد: همسرم دچار سوختگی شد او را به شفاخانه انتقال دادم و چون موعد  فرا رسید به نزد شما آمدم، عقاد به وی گفت: به نزدم آمدی در حالی که همسر تو مریض است؟ وی گفت بلی! چون خداوند متعال صداقت در وعده را از ایمان دانسته و خلف وعده را از صفات منافقین، پس چگونه به وعده ام وفا نکنم!

بدون شک هرگاه منافق به کسی وعده قطعی همراه با سند دهد باز هم به پیمان شکنی متوسل شده و در موعد و مدت آن خیانت می کند،  و هر گاه خصومتی اتفاق بیفتد می بینی که از حدود ادب و احترام پا فراتر گذاشته و بد و بیراه می گوید، و کوشش دارد تا به  جانب مقابل آسیب روحی و روانی برساند و این حقیقتی است که ما در رسانه های خود امرزوه مشاهده می کنیم که چقدر دشنام و لعن و افتراءاتی را به دیگران وارد می کنند! در حالی که می دانند دروغگو و گنه کار هستند؛ حق را تبدیل به باطل و باطل را حق می گردانند.

لازم است تا همگی به وضعیت صحیح و درست بر گردیم، چقدر زیبا خواهد بود تا از خود دروغ، فجور، ظلم و افتراء را دور کنیم، تا از ارتباط با همدیگر لذت ببریم و قلب های مان پاک و صاف باقی بماند.

بدون شک که نفاق ضعف ایمان، عدم اعتماد به نفس، حسد، کینه و غرق شدن در شهوات و حب دنیا را در پی دارد و هرگاه امت می خواهد تا از این مریضی خطیر رهایی یابد لازم است تا خویشتن را به راستی و ترک دروغ و نفاق تربیه کند، در غیر این صورت حد اقل سکوت نماید زیرا سکوت بهتر از این است که انسان به دو رویی  و شهادت دروغ روی بیاورد یا بر کسی تهمت زند و بر دیگری ظلم نماید.

هر گاه به معالجه این مرض مهلک که دامنه­ی آن وسیع گردیده، توجهی نشود جامعه به طرف ضیاع و اختلاف پیش خواهد رفت و غرق در فساد خواهد گردید، چنانچه در بعضی کتب وارد شده که به فرعون گفته شد: چه چیزی تو را فرعون ساخت؟ جواب داد: این افراد ( اشاره به قومش کرد) زیرا در هر چیز او را بر حق دانستند و کور کورانه از وی اطاعت می کردند.

هنگامی که در اجتماع امر به معروف و نهی از منکر فراموش شود و افراد آن در رویارویی با باطلی که هیچ حقیقتی ندارد خود را ضعیف بدانند، در آن اجتماع فرعون های زیادی ظهور خواهند کرد که ایشان را به طرف گمراهی و بدبختی خواهد برد.

لازم است تا جلو انتشار این امراض خطرناک در جامعه را بگیریم و به تربیه­ی ایمانی شان بپردازیم تا اینکه هر فرد این را درک کند که مرگ و زندگی به دست خدا است و خداوند روزی رسان اوست و در برابر اراده خداوند، انسان و هیچ قدرتی نمی تواند مقابله کند، اینجاست که انسان رضایت خداوند را بر رضایت بندگانش مقدم می دارد و ایمانش قوی شده و همگام با اجتماع پیشرفت می کند، و کسی که رضایت خداوند هدفش باشد ضعیف نمی شود و خوار و ذلیل نمی گردد.

درباره ی احمد صمیم منیب

همچنین ببینید

دروغ آفت ایمانی

ایمان به مثابه درختی است که باید متوجه اش بود، تا از گزند آفاتی که ...

مقام معنوی انسان!

انسان، به دنیا می آید و سرمایه های مانند دست و پا و چشم و ...

آژیر خطر

نوشته: عبدالباری قانت در شماره¬ی ۱۰۰ معرفت پیش در آمدی در باره¬ی هویت اسلامی و ...

اسلام، فطرت سلیم بشریت

نویسنده: ام راشد اگر نگاهی به اوضاع و احوال جهان امروز بیاندازید، تمام قوای جهانی ...

جایگاه ذکاوت و تیز هوشی در دعوت

استاد نعمت الله سبحانی ذکاوت و تیز هوشی یکی از ویژه¬گی های فطری و مهم ...

تحلیل محتوایی بیداری اسلامی و مسئولیت ما !

خلیل احمد جامی فراخوان شکوهمندی را که به دستور الله جل جلاله، همه انبیاء علیهم ...

چطور با قرآن زندگی کنیم ؟

نویسنده داکتر محمود عبدالرحمن: تعامل گذشتگان صالح ما با قرآن به چه شکل بود؟ وآیا ...

صبح غزه نزدیک است

نوشته: احمد فرید فرزاد هروی حملات اسراییل به غزه که اکنون از مرز یکماهگی اش ...

نقش مسجد و جماعت در زندگی برادر مسلمان

نوشته: د.عبدالرحمن البر ترجمه: عبدالخالق احسان جماعت در مساجد، نماد هدایت و اصلاح الله متعال ...

یهود در آینه قرآن

ضیاء احمد فاضلی س۵۰: قرآن مجید یهودیان را چگونه مردمی معرفی می کند؟ ج۵۰: قرآن ...

جوانان امروزما

نگارنده: دکتر علی بادحدح برگردان‌: نعمت الله سبحانی این عنوان را بیشتر از ده سال ...

بغض و کینه یا محبت و عطوفت

نویسنده: احمد فرید فرزاد هروی مسئول نشرات تلویزیون اصلاح تنفر پدیده ی زشت و کریهی ...

حکم مزاح و خوش طبعی از نظر اسلام

تهیه کننده : مولوی عبدالله « نوری» بی هر گمان که انسان دارای مظاهر، خصوصیات ...

وقتت به کجا سپری می شود و چه کسی در آن تصرف می کند؟

نوشته: د. طارق السویدان ترجمه: عبدالرحمن عزّام واژۀ تنظیم وقت معنی درستی را افاده نمی ...

افزایش چربی خون و اثرات آن بر بدن انسان

افزایش چربی خون همراه با بیماری های مانند کم کاری تیروئید، بعضی از بیماری های ...

اسلام هراسی و زیربنای فکری آن چیست؟

نویسنده : دکتر امیر محبیان یکی از کارکردهای سیاسی رسانه ها در چند دهه اخیر ...

خدائی‏ که واژگون شد!

خدایی‏که واژگون شد! نوشته: احسان الفقیه برگردان: عبدالرحمن عزام هنگامی‏که این تصویر را در کشوری ...

بغض و کینه یا محبت و عطوفت

نویسنده: احمد فرید فرزاد هروی تنفر پدیده ی زشت و کریهی است که در آموزه ...

نشانه های دوستی با پروردگار مهربان

« یحبهم ویحبونه » نوشته: استاد مصطفی مشهور ترجمه:‌ عبدالخالق احسان بهترین رابطه دوستانه که ...

مسئولیت ما در برابر مفاسد!

خلیل احمد جامی فساد گسترده، چون موریانه کیان شرف و حیثیت ما را میخورد، وقتی ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

https://archive.org/download/TalaAlbadr.11/11.talaAlbadr.mp3