خانه / صفحه اصلی / آرشیو مطالب / او؛ پیامبرِ مهربانی‏ها بود

او؛ پیامبرِ مهربانی‏ها بود

نویسنده: عبدالرحمن عزام
تاریکی همه‏جا را فرا گرفته بود، چراغ‏های فروزانی که پیامبران الهی، با نور معرفت روشن نموده بودند، بر اثرِ گرداب‏ها و گردبادهای وحشت و ظلمت، کورسویی بیش از آن‏ها باقی نمانده بود.
بشریت اینک پرده‏ی ضمخت تاریکی جلو چشمانش را گرفته بود و نمی‏دانست به کدام سوی، رو کند تا دری به روی آفتاب و راهی به سوی روشنایی باز یافته و خود را از وحشتکده‏ی ظلمانی ای که از هر جانب او را در بر گرفته بود، نجات دهد.
او در این تیرگی، بسا ارزش‏ها را به باد فراموشی سپرده بود و اینک بسان گرگِ هاری شده بود که دوست از دشمن باز نمی‏شناخت و برای اشباع غرایز و گرایش‏های نفسانی و شهوانی خویش، هر مانع و سدی را می‏‏پیمود، گرچه به بهای جان و مال، یا زندگی خود و فرزندانش، تمام می‏شد.
ستم‏گری و ستم‏گستری باعثه‏ی افتخار، و زور و تزویر مایه‏ی مباهات بود. آنکه گلیم فسادش از دیگران پهن‏تر، مقام و جایگه اش در میان مردم، والاتر و بالاتر، و آنکه نسبت به ضعفا و بیچاره‏گان کمتر التفاتی می‏نمود، مرتبه اش رفیع‏تر و منزلتش مَنیع‏تر بود.
زورمندان، مال مردمِ ناتوان را با زور چماق و سرِ نیزه می‏گرفت، کسی جهت دادخواهی مظلوم، علیه ظالم زورمند، تکانی به خود نمی داد.
در این گیرودار و عالمِ تاریک، بار دیگر امین وحی، انسانی را از عالمِ زمین، به نشانه‏ی “پیامبری” در آغوش گرفت، او را فشرد تا برای مبارزه در میدان و معرکه‏ی کارزار‏ و نبردِ با ظلم و ستمگری، دست همت از آستین بدر آرد و برای احقاق هر حقی، کمر بندد و داد مظلوم از ظالم باز ستاند، و با زنجیر و شمشیر عدالت، دست خیانت ببندد و گردنِ رذالت بشکند.
او را برگزید و پیامبری اش داد تا به عنوانِ آخرین کس، سفیر و فرستاده‏ی الله متعال برای بندگانش باشد، ایشان را راه نموده و پیام زندگی بخش الهی را به دل‏های مرده‏ی شان بدمد، باشد تا در پرتوِ دستورهای آسمانی او، راه از چاه باز شناسند.
او علَم دعوت بر دوش و چراغ هدایت به دست گرفت، درست زمانی‏که تمام روی زمین را شرک و بت پرستی و جاهلیت فرا گرفته بود. مکه که بنا و جایگاهِ ابرمردِ تاریخ، ابراهیم خلیل بود، مردمش سر تا پا غرق شهوات و فساد شده بودند. تعبیر درست از وضعیت جامعه‏ی جاهلی آن زمان، همانی است که جعفر برای نجاشی پادشاه یمن خاطر نشان می سازد: «ما گروهی نادان و بت پرست بودیم، بت می پرستیدیم، از مردار دوری نمی‏کردیم، همواره دنبال کارهای زشت بودیم، همسایه‏ها پیش ما احترام و حرمتی نداشتند، با خویشاوندان به جنگ و ستیز بر می‏خاستیم، افراد ضعیف و بی پناه مورد ظلم و استثمار زورمندان بودند، روزگاری به این منوال به سر بردیم» [فروغ جاویدان، ص. ۲۶۱] آری او برخاست و با سابقه‏ی درخشان راست‏کاری‏ها و درست‏کرداری‏های خود، آمد تا دستِ این بشرِ غرق در ذلت را گرفته و راه زندگی و مسیر سعادت را برایش بنمایاند تا با ره پیمایی بر این مسیر درست، به سر منزل مقصود برسد.
در جامعه ای که مدارِ فضیلت بر محورِ زور و جور و ستم می چرخید، پیامبر اسلام، برای انسانیت، ره آوردِ محبت، مهرورزی و مهربانی به ارمغان آورد. او آمده بود تا مکارم اخلاقی را سنگ تمام بگذارد. «او رسالت خود را در این هدف بزرگ و والا خلاصه می‏کند. فرموده‏های او در راستای تشویق به هر گونه خلق و خوی ارزشمند، پیاپی و ردیف می‏گردد. زندگانی شخصی او هم مثال زنده ای و صفحه‏ی پاکیزه ای و تصویر والای درخشنده ای است، زندگانی زیبا و دلربائی که سزاوار این می‏گردد که یزدان جهان در کتاب جاویدان خود در باره اش بفرماید: {وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ} [قلم: ۴] (تو دارای خوی سترگ ]یعنی صفات پسندیده و افعال حمیده[ هستی.(» [فی ظلال القرآن، تفسیر سوره قلم] او برای ادای این رسالت و ابلاغ این مسؤولیت، سنگین‏ترین بها را پرداخت نمود، برای شکنجه‏ی او، از هیچ چیزی دست نگه نداشته و به قصد اذیت و آزارش از هیچ تلاشی کوتاه نیامدند. او، یاران، خانواده، و دوستانش را مورد بی‏مهری قرار دادند. ایشان را زدند، پاره ای را کشتند و به جمعی را به اسارت کشیدند. و یا هم کسان زیادی را از خانه و کاشانه‏ی شان، بیرون راندند.
او صلی الله علیه وسلم با سعه‏ی صدر، تمام این مصایب را تحمل نمود و هرگز برای انتقام، دست از آستین بدر نکشید و از همه سختی‏ها و رنج و آزارهایی که به او در این راستا رسانده بودند، گذشت نمود.
او نه تنها از دشمنان جان خویش در فتح مکه گذشت نمود؛ حتی در جنگ طائف، بخاطر درخواست ثقیف، به اساس پیوند خویشاوندی، از قطع نمودن تاکستان‏های شان، دست کشید. او که پیامبرِ مهربانی‏ها بود و برای بشرِ در آستانه‏ی مرگ، امید زندگی بخشیده بود، روز حنین، درست آنگاه که شکست و مرگ، از یک قدمی شان گذشته بود، یارانش را برحذر داشت از این که کودک یا زن یا اجیر و برده ای را به قتل برسانند. او در این روز، بر قتل یک زن، بسیار اظهار تأسف نمودند. (نبی رحمت ص. ۳۵۱)
هیچگاه به جنگ و درگیری با دشمن، وارد نمی‏شد تا مگر راهی جز آن نمی بود. تمام سعی و تلاش شان برین بود تا کمتر خونی ریخته شود و شریان زندگی کسی، بریده شود.
جنگ‏ها و مبارزات اسلام و مقایسه ای با جنگ‏های امروزی دنیای متمدن
با آنکه اسلام دین مهربانی و مهرورزی است، برخی نسبت به ساحتِ مقدسش زبان تهمت و توهین گشوده می‏گویند: اسلام دین نیزه و زور است و به وسیله‏ی شمشیر توانسته است به سرزمین‏ها نفوذ کند. و برای عام سازی این پندارِ نادرست خویش در تلاش اند تا به هر قسم و از هر راهی که شده، با استفاده از وسایل دنیای مدرنِ امروز و به خدمت‏گیری رسانه‏ها و شبکه‏های اجتماعی، چهره‏ی اسلام را تشویه و آن را مسبب قتل و جنگ و غارت و انسان‏کشی قلمداد نمایند.
جهتِ رفع و دفع این پندارِ نادرست، اینک ورقی از تاریخ جنگ‏ها و مبارزات پیامبر را می‏گردانیم تا کید و مکر این عده از نامردمانِ ستم‏کیش را به درستی ببینیم و اهداف شوم شان را باز شناسیم.
بانگاه به تاریخ اسلام، در می‏یابیم که در طول مدت ده ساله‏ی مبارزات و غزوات و لشکرکشی‏های اسلامی که چندین غزوه و جنگ را در بر می‏گیرد، بنا به آماری که استاد سید ابوالحسن ندوی در کتاب نبی رحمت بیان می‏دارد، تعداد کشته شده‏گان دو طرف جنگ، از ۱۰۱۸ نفر تجاوز نمی کرد. که از این مقدار، ۲۵۹ نفر متعلق به مسلمانان و ۷۵۹ نفر نیز، از سپاه دشمن بوده است.
اما دکتر راغب سرجانی، پژوهشگرِ تاریخ اسلام، در مورد تعداد کشته‏های غزوات پیامبر صلی الله علیه و سلم می نویسد: «ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ‏ﮔﻮﯾد… ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﻨﮓ‏ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩه اﻡ، ﺣﺎﻝ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﭼﻪ ﺍﺯ ﮐﺸﺘﻪ‏ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ، ﺳﭙﺲ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺭﺍ تجزیه و تحلیل کنم ﻭ ﺑﺎ عصر و دنیای کنونی ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﻢ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ. کل ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻨﮓ‏ﻫﺎﯼ پیامبر صلی الله علیه و سلم ۲۶۲ ﺷﻬﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﻭ همچنین ﮐﺸﺘﻪ‏ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﻧﯿﺰ ۱۰۲۲ ﮐﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺩﺭ تهیه ﺍﯾﻦ ﺁﻣﺎﺭ بسیار کوشیدم ﮐﻪ شمار ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ با دقت ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﮐﻨﻢ، ﺣﺘﯽ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ نه ﺩﺭ نبرد رودرو بلکه به خاطر ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺻﺤﯿﺢ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺁﻥﻫﺎ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩ، ﺗﺎ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﻟﻐﻪﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺁﻭﺭﺩﻥِ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺿﻌﯿﻒ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺁﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺍﺭﻗﺎﻡِ ﮐﻢ ﺭﺍ ﺫﮐﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺗﺎ ﺟﻨﮓﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺟﻠﻮﻩ ﺩﻫﻨﺪ، ﭘﺮﻫﯿﺰ ﮐﻨﻢ. ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، به این نتیجه رسیدم که ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﻞ ﮐﺸﺘﻪﻫﺎﯼ ﻃﺮﻓﯿﻦ ﻓﻘﻂ ۱۲۸۴ نفر ﺑﻮﺩ. ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ این ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﮑﻨﺪ ﮐﻪ: ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺟﻨﮕﺠﻮﯾﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﮐﻢ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﺟﻨﮓﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻡ، ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﯿﺰ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ. ﻧﺴﺒﺖ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺸﺎﻥ ﻓﻘﻂ %۱ بود، ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪﻫﺎﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻪ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎن‏شان ﻧﯿﺰ ﻓﻘﻂ %۲ بود، ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪﻫﺎﯼ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﮐﻞ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﻓﻘﻂ ۱٫۵% ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ شمار ﻧﺎﭼﯿﺰ – ﺩﺭ ﺟﻨﮓﻫﺎی ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۲۵ ﯾﺎ ۲۷ ﻏﺰﻭﻩ ﻭ ۳۸ ﺳﺮﯾﻪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺟﻤﻌﺎ ۶۳ ﺟﻨﮓ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ – ، ﺩﻟﯿلی است روشن ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺟﻨﮓﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺟﻨﮓﻫﺎﯼ ﺧﻮﻧﯿﻨﯽ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﯾﻦ ﻗﻀﯿﻪ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ را که ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺟﻨﮓ ﺗﻤﺪﻥﻫﺎﯼ ﻧﻮﯾﻦ است، ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﮐﺸﺘﻪﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﺸﺘﻪﻫﺎﯼ ﺟﻨﮓﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ شگفت زده ﺷﺪﻡ! ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ ۱۵٫۶ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺗﻌﺪﺍد ﮐﺸﺘﻪﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ۵۴٫۸ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۳ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﻨﮕﺠﻮﻫﺎﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩ! ﺳﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺗﻌﺪﺍﺩ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ، ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻏﯿﺮ ﻧﻈﺎﻣﯿﺎﻥ، ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻣﯽﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺗﻦ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻨﻔﺠﺮﻩ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺑﻤﺐﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎ ﻣﯽﺭﯾﺨﺘﻨﺪ، ﻭ نسل‏کشی به معنی واقعی رخ می‏داد! افزون بر این موجب ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺯﯾﺮﺳﺎﺧﺖﻫﺎی اقتصادی ﻭ ﺁﻭﺍﺭﻩ شدن ﻣﯿﻠﯿﻮﻥﻫﺎ ﻧﻔﺮمی شد. ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻬﺎﺕ ﯾﮏ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪ ﻭ ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡﻫﺎ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ هم ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ هم ﺍکنون، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺘﻤﺪﻥ ﻭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽﻧﺎﻣﯿﺪﻧﺪ! ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎ، ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ، ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ، ﺁﻟﻤﺎﻥ، ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ، روسیه ﻭ ﮊﺍﭘﻦ. ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺗﻤﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﺯ ﭼﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﯽ ﺩﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ؟! ﻭ ﺣﺎﻝ ﮐﺠﺎﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻣﺘﻬﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؟! ﺍﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖﻫﺎﯼ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺁﻣﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ صلی الله علیه و سلم ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﯿﺪ. ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﻭ ﺍﻋﺪﺍﺩ، ﻫﺮ انسان ﻣﻨﺼﻔﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮐﻮﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻨﻨﺪ» [ﺩﮐﺘﺮ ﺭﺍﻏﺐ ﺍﻟﺴﺮﺟﺎﻧﯽ، ﺳﺎﯾﺖ IslamStory ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻥ :ﺍﻧﺲ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ] و اگر به جنگ‏های صلیبی و خون‏ریزی و قتل و کشتار شان نگاهی بیندازیم، می‏بینیم که «آمار کشته‏های مبارزات اسلامی، با آمار مقتولان جنگ‏های صلیبی، مسیحیان و دیگر سردمداران جهان قابل مقایسه نیست. آیا می‏توان گفت پیامبر، اسلام را به وسیله‏ی شمشیر و زور سرنیزه در قلب مردم جای داد؟ آیا این تعداد جنگ‏ها و مدت زمان فتح سرزمین حجاز برای گسترش اسلام و تعداد کشته شدگان در مقایسه با جنایتی که صلیبی‏ها در جنگ‏های فراوان انجام داده اند، و یا فتح اندلس که با پول رباخواران یهودی و سردمداران مسیحی اروپا انجام شد که منجر به تفتیش عقاید مردم و در نتیجه به نابودی سه میلیون مسلمان شد، باعث شرم تاریخ و یهود و مسیحیت نمی‏شود؟
ویل دورانت در تاریخ تمدن ضمن تاکید بر حس جاه طلبی مسیحیان به عنوان یکی از علل اصلی و مستقیم برپایی جنگ های صلیبی، در مقام ارائه آمار جنگ اول صلیبی (۱۰۹۵-۱۰۹۹م) می‏نویسد: «سرانجام در هفتم ژوئن ۱۰۹۹م. بعد از یک جنگ سه ساله – که قوای صلیبی را (از سی هزار نفر) به دوازده هزار نفر کاهش داده بود – سرداران صلیبی با دلی خوش و تنی کوفته به مقابل دیوارهای اورشلیم رسیدند».
دورانت در ادامه از قول «رمون کشیش» که شاهد وقایع پشت پادگان های مسلمانان بود، چنین نقل می‏کند: چیزهای بدیعی از هر سو به چشم می خورد. سرهای گروهی از مسلمانان را از پیکر جدا کردند… گروهی دیگر را با تیر کشتند یا مجبور کردند خود را از برج‏ها به زیر افکنند. پاره ای را چندین روز شکنجه دادند و آنگاه سوزانیدند… در کوچه‏ها توده‏هایی از سرها و دست و پای کشتگان دیده می‏شد. هر سو اسب روان می‏کردی، در میان اجساد کشتگان و لاشه اسبان بودی.
درباره¬ی جنگ چهارم صلیبی (۱۲۰۲-۱۲۰۴م) می‏نویسد: سربازان صلیبی، که مدت‏ها بود در انتظار لقمه ای چنین چرب و شیرین به سر می‏بردند، اینک در اثنای هفته‏ی عید فصح، چنان قسطنطنیه را مورد تاراج قرار دادند که حتی رم در یورش واندال‏ها و گوت‏ها نظیرش را ندیده بود… اصیل زادگان لاتین، کاخ‏ها را بین خود تقسیم کردند. لشکریان وارد خانه‏های مردم، دکان‏ها و … شدند و آنچه پسند خاطرشان افتاد، به عنوان غنیمت، برداشتند. اینوکنتیوس سوم شاکی بود که سپاهیان لاتین در برابر سرکشی نفس اماره، به سن، جنس، حرفه دینی و هیچ چیز دیگر اعتنا نداشتند…. در میان این چپاول‏ها، کتابخانه‏ها به یغما رفت و کتاب‏های خطی گران‏بها خراب یا ناپدید شد… [ویل دورانت، تاریخ تمدن (عصر ایمان)، ج۴،ص. ۸۲۱-۷۸۷] نویسنده ای دیگر در توصیف جنگ صلیبی اول می‏گوید: در واقع در روز جمعه ۲۲ شعبان سال ۴۹۲ هجری، مصادف با ۱۵ ژوئیه سال ۱۰۹۹م. بوده است که فرنگیان، بیت المقدس را پس از محاصره ای چهل روزه تسخیر کردند. هنوز فراریان هر بار که از این واقعه یاد می‏کنند از ترس به خود می‏لرزند و نگاه‏شان به نقطه ای نامعلوم خیره می‏شود. گویا منظره‏ی جنگجویان سراپا زره پوش را، که با شمشیرهای آخته در کوچه‏های شهر، مردان و زنان و کودکان را سر می‏برند و خانه‏ها را غارت می‏کنند و مساجد را ویران می‏سازند، پیش چشم دارند. دو روز بعد، که کشتار متوقف می‏شود، در میان حصارهای شهر حتی یک مسلمان نیز نمانده است. تنی چند از آنان با استفاده از آشفتگی موجود از دروازه هایی که مهاجمان شکسته اند به خارج شهر گریخته و بقیه هزار هزار در گودال‏هایی لبریز از خون یا در آستانه منازل و یا هم در اطراف مساجد افتاده اند… (ملعوف، جنگ‏های صلیبی از دیدگاه شرقیان) [۱] این پاره ای از مواردی بود که در دل تاریخ و لابلای کتاب‏ها ثبت اند؛ اما اگر به خون‏ریزی و کشتارِ امروزین این ترقی مآبان متمدن اشاره ای کنیم، قتل میلیون‏ها انسان در افغانستان، عراق، سوریه، ویتنام، ژاپن و… مواردی است که می‏بایست از آن‏ها چشم پوشی صورت نگیرد.
این بود مقایسه ای اندک بین جنگ‏های چندین ساله‏ی اسلامی و نسل‏کشی دنیای متمدن امروز؛ در حالی‏که «همین تعداد اندکی که در مبارزات اسلامی کشته شده اند، سبب حفظ و صیانت خون‏های بی شماری که خدا می داند تا به چه حد می رسید، گردید. در نتیجه¬ی این خون‏ریزی‏های مختصر و اندک، جان‏های بی‏شماری نجات یافتند، امنیت سراسر جزیرهالعرب را فراگرفت، بطوری‏که یک زن، سوار شتر شده تنها از حیره حرکت نموده به طواف بیت الله می‏رود و از احدی بجز خدا نمی‏ترسد. زنی دیگر از قادسیه سوار شده و به خانه‏ی کعبه می‏رود و از هیچ کس، واهمه ای ندارد. در صورتی که قبلا جزیره العرب مرکز فسادها و خون‏ریزی‏ها و جنگ‏ها و غارتگری‏ها بود. طوری‏که کاروان‏های دولت‏های بزرگ، جز با نگهبانی‏های دقیق و تدابیر امنیتی شدید، نمی‏توانستند حرکت کنند.
همه این جنگها، بر اساس دو اصل حکیمانه‏ی قرآنی برنامه ریزی شد؛ یکی {الْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ} و دیگری {وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ} به همین دلیل، این جنگ‏ها در زمینه تغییر اوضاع و دفع خطرها کمک شایانی به بشریت نمود و از به هدر رفتن بسیاری از نیروها و اوقات جلوگیری به عمل آورد.
ضمن اینکه تمام این جنگ‏ها با رعایت آداب اخلاقی و تعالیم رحیمانه توأم بود که در واقع می‏توان گفت اینها جنگ و تعذیب نبود؛ بلکه اقدام‏های تادیبی و تربیتی بود. موفقیت‏هایی که بدست آمد و سرعت عملی که به خرج داده شد، طوری بود که روزانه مقدار ۲۴۷ میل مربع در قلمرو مسلمانان داخل شد. میزان تلفات مسلمانان یک نفر در ماه بود و تلفات دشمن ماهی ۱۵۰ نفر بود. بالاخره بیش از یک میلیون میل مربع در قلمرو مسلمانان داخل گردید.
هرگاه رسول خدا لشکری را اعزام می فرمود، آنها را هنگام تودیع چنین توصیه می فرمود: «من شما را به تقوی و ترس از خدا توصیه می‏کنم، بامسلمانانی که همراه شما هستند به نیکی رفتار نمایید، بروید به نام الله باکسانی که به خداوند کفر ورزیدند، جهاد کنید. غدر و پیمان شکنی نکنید، خیانت ننمایید. از کشتن کودکان، زنان، پیرمردان سالخورده برحذر باشید. به کسی که در عبادتگاه خود گوشه گرفته، تعرض نکنید، نزدیک نخلستان نروید، درختان را قطع نکنید و ساختمان‏ها را منهدم نسازید. – روایت واقدی» [نبی رحمت، ۳۷۵] جان کلام اینکه پیامبر اسلام، پیامبر و پیام آورِ مهرورزی و مهربانی‏ها است که توانست برای بشرِ غرق در ذلت، عزت آورد و برای انسانیت در شرفِ نابودی، زندگی بخشد.
[۱] آمار کشته شدگان در غزوات اسلام، نویسنده: سید محمد علی رضایی به نقل از آدرس انترنتی: http://seyedrazaee.persianblog.ir
پی‏نوشت:
۱- فروغ جاویدان، علامه شبلی نعمانی و سید سلیمان ندوی.
۲- فی‏ظلال القرآن، شهید سید قطب.
۳- سایت «قصهالاسلام، دکتر راغب سرجانی»
۴- سایت: http://seyedrazaee.persianblog.ir
۵- نبی رحمت، علامه سیدابوالحسن ندوی.

درباره ی احمد صمیم منیب

همچنین ببینید

مردی با اندشه های سبز همیشه بهار

بهار فصلی به دلها نزدیک است. همه کس بهار را دوست دارد. با شنیدن واژه¬ی ...

این قافله در حرکت است

نوشته:‌ نور احمد صمدی شاید زیاد شنیده باشیم که «الله متعال انسان های نیک را ...

احساس همرایی با الله تعالی

رضایت الله تعالی اساس هدف و خواسته¬ی¬ دعوتگر در مسیر راه و زندگی¬اش است. بدین ...

گزارش هفته سیرت – ولایت غور

دفتر ولایتی جمعیت اصلاح غور به مناسبت دوازدهم ربیع‌الاول سال‌روز ولادت با سعادت پیامبر بزرگوار ...

تهدید آخر!

اظهار عجز پیش ستم پیشه ابلهی است ، اشک کباب باعث طغیان آتش است! خلیل ...

علم وجهاد

تخلص وتصرف از کتاب دانش ودین داری از داکتر قرضاوی حفظ الله احمد ضیاء منیب ...

اهمیت تربیت کودک

نویسنده: محمد فرید فائز خداوند کائنات را در هفت طبقه خلق نمود و در آن ...

نیاز آدمیان به تربیت ایمانی

نگارنده: دکتر یوسف قرضاوی گزارنده: نعمت الله سبحانی از خلال تجارب زندگیم و سپری کردن ...

نظام غرب و تناقض در حقوق بشر

اسلام دینی است که از سوی الله متعال که به همه ی شئون و نیازهای ...

این قافله در حرکت است

نوشته:‌ نور احمد صمدی شاید زیاد شنیده باشیم که «الله متعال انسان های نیک را ...

نظرگاه خداوند در وجود آدمی

پیامبر (ص) در حدیثی که امام مسلم آن را روایت نموده است، فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ ...

از زمانی که رب العالمین بنی آدم را آفرید، برای هدایت و رهنمائی شان، پیامبری ...

قصه های از لحظات اخیر زندگی

ترجمه: عبدالملک فاضلی بدون شک هر کدام ما یقین داریم که دنیا جای همیشگی نیست ...

چرا مشتاق اسلام شدم!

نوشته: ام راشد ترجمه و تصرف: احمد فرید فرزاد هروی اسلام دارای ویژه گی های ...

آیا موسیقی غذای روح است؟

نوشته: داکتر غلام رسول شفیق خاطره¬یی جالب در مورد اثرات موسیقی بالای روان انسان: همه¬ی ...

ارزیابی خودی

محاسبه یکی از وسایل مهم و اساسی تربیت اسلامی برای اصلاح، تهذیب، رشد و بالندگی ...

به سوی تغییر

حرکت به سوی تغییر از مقولاتی است که امروز بیشتر از همه زمانه ها پیرامون ...

دروغ آفت ایمانی

ایمان به مثابه درختی است که باید متوجه اش بود، تا از گزند آفاتی که ...

مقام معنوی انسان!

انسان، به دنیا می آید و سرمایه های مانند دست و پا و چشم و ...

آژیر خطر

نوشته: عبدالباری قانت در شماره¬ی ۱۰۰ معرفت پیش در آمدی در باره¬ی هویت اسلامی و ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

https://archive.org/download/TalaAlbadr.11/11.talaAlbadr.mp3