خانه / صفحه اصلی / آرشیو مطالب / حکم مزاح و خوش طبعی از نظر اسلام

حکم مزاح و خوش طبعی از نظر اسلام

تهیه کننده : مولوی عبدالله « نوری»
بی هر گمان که انسان دارای مظاهر، خصوصیات و شاخصه¬های منحصر به فرد خودش می¬باشد؛ خصوصیات و مظاهر برازنده که هر کدام به نوبه خود، نمایان¬گر تفاوت او با دیگر مخلوقات است. یکی از این مظاهر و شاخصه¬های بارز، سرور، شادمانی و خندیدن است، شاخصه که در عالم حیوانات وجود ندارد.
لهذا؛ اسلام به عنوان آئین سازگار با فطرت و سرشت انسان، نه تنها آنرا همانند سایر طبایع و خصلت¬های خدا دادی انسان، مورد توجه و اهتمام قرار داده است؛ بلکه شادابی، بشاشی و گشاده روئی برای انسان مسلمان از اخلاق مورد پسند میداند و با اخلاق انسان¬های تروشرو و درهم کشیده و عبوس که همیشه از پشت عینک سیاه تندی و بدبینی به همه چیز نگاه می¬کند به شدت مخالف است.
در این راستا رسول خدا صلی الله علیه و سلم برای مسلمانان اسوه حسنه و سرمشق نیکو می¬باشند؛ زیرا آنحضرت صلی الله علیه و سلم در بسیاری از موارد، بصورت بسیار خودمانی با اصحاب و نزدیکان برخورد می¬نمودند و در شادی¬ها و سرگرمی هایشان شرکت می ورزیدند، هم چنانکه که ایشان را در رنج و مصائب همراهی می¬فرمودند. اینک چند مورد از آن حال و احوال پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و سلم و صحابه کرام رضی الله عنهم که تربیت یافته¬گان مکتب نبوت اند، به صورت نسبتاً کوتاه تذکر میرود و در اخیر شرایط که برای مزاح و خوش طبعی وضع گردیده است از دیدگاه شرع و عقل بررسی خواهد گردید.
اما قبل از اینکه به آنها بپردازیم این موضوع را باید خاطر نشان ساخت که برخی از فقها و اندیشمندان اسلامی بذله گوئی و مزاح را بخاطر زیانهای احتمالی اش بطور مطلق مذموم دانسته اند؛ ولی آنچه که عملاً مشاهده می نمائیم این است که با آن هم مردم همواره در محدوده که به آنها اجازه داده شده وسایل و ابزاری برای تفریح و شادمانی و خندیدن فراهم نموده اند، یکی از آن وسایل نکته سرائی و لطیفه گوئی یا به عبارت دیگر طنز و لغز گوئی و معما است که در هر زمان با نمونه¬ها و گونه¬های متفاوت، به آنها زبان می¬گشایند و از این طریق باعث خندیدن و خنداندن می¬گردد؛ همانند بعضی از بازی¬ها و داستانهای خنده آور چون داستان¬های اراجوز، ملانصرالدین، بهلول، جحا، و ابونواس و امثال شان، که در گذشته و حال برای تفریح و سرگرمی مردم بصورت های مختلفی اجراء میشود، حتی می توان گفت: که ابتکارات نسل¬های جدید در این عرصه، سبب بی نیازی از موضوعات قدیمی و تکراری گردیده است.
در این فرصت می پردازیم به چند مورد از حالات زندگانی پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وسلم و صحابه کرام رضی الله عنهم که تبیین کننده جواز و مشروعیت مزاح و خوش طبعی پسندیده و مشروع است.
۱٫ زید بن ثابت حالات زندگی پیامبراسلام صلی الله علیه وسلم را چنین بررسی می نماید که هرگاه ما (اصحاب) از دنیا صحبت میکردیم پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم ما را همراهی می کرد و اگر از آخرت سخن می زدیم ایشان هم با ما همراه بود که خودم بارها شاهد این چنین واقعات بودم.
۲٫ روایت مشهوری از ام زرع در صحیح بخاری آمده است: که پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم در خانه خود با همسرانش مزاح می¬کرد و به حکایات و مزاحهای شان گوش می¬داد.
۳٫ بر اساس روایت درست پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم یک روز در اطراف مدینه همراه حضرت عایشه صدیقه رضی الله عنها مشغول گردش بودند هر دو به مسابقه پرداختند یکبار عایشه پیشی و یکبار پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم پیشی گرفت وفرمود: « تلک بتلک » حالا هر دو برابر شدیم.
همچنان روایت شده که آنحضرت صلی الله علیه وسلم برای بازی و سرگرمی حسن وحسین رضی الله عنهما که کودک بودند دست برزمین می نهاد و آنان بر پشت مبارک سوار می شدند روزی یک صحابه این حال ر ادید و خطاب به آن دو (حسنین) گفت چه خوب سوار گرامی دارید پیامبر اسلام فرمود که سواران هم گرامی اند.
۴٫ روزی پیره زنی محضر پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: یارسول الله در حق من دعا کن که خداوند مرا به بهشت داخل کند. پیامبر صلی الله علیه وسلم تبسمی کرد و به مزاح گفت: « پیره زنان به بهشت داخل نمی شوند. » پیره زن از این سخن دلگیر شد و به گریه افتاد، بعد پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم فرمود: مادر! شما وقت ورود به بهشت جوان میشوید و آیه مباکه سوره واقعه را تلاوت نمود: « ما آنان را ( زنان بهشتی را ) از نو می سازیم و خویش هم سن و سال خواهند بود.»
۵٫ ترمذی روایت کرده است که روزی شخصی در حضور پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم آمد و در خواست سواری شتری را نمود آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود همین حالا ترا بر بچه شتر سوار می¬نمایم آن شخص گفت: که یا رسول الله بچه شتر بکارم نخواهد آمد، رسول خدا صلی الله علیه وسلم می¬فرماید: مگر این شتران در اصل جوجه شتر نیستد؟!.
۶٫ زید بن اسلم می گوید: زنی بنام ام ایمن روزی خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد وگفت: یارسول الله همسرم ترا دعوت نموده است پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: « همسرت همان است که در چشمش سفیدی است آن زن به فکر افتاد و گفت: نه بخدا من در چشم همسرم عیبی ندیده ام پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: مگر همه انسانها در چشمان شان سفیدی نمی باشد؟! »
حضرت انس رضی الله عنه نقل کرده است که ابوطلحه انصاری (رض) پسری بنام ابوعمیر داشت، پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم گاهی مهمان شان می شد و میدید که ابوعمیر با گنجشکی بازی می¬کند روزی دید که گنجشک مرده است پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم فرمود: ای ابوعمیر چکار شد نغیر؟ نغیر نام همان جوجه گنجشکی بود که ابوعمیر همرایش بازی میکرد.
ابو زبیر در کتاب « الفکاهه » خویش قصه جالبی آورده است که عایشه صدیقه (رض) روزی کنار پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم نشته بود و با هم غذ امی خوردند ناگهان ام المومنین سوده (رض) آمد، عایشه (رض) گفت: غذا بخور وی امتناع ورزید که میل ندارم ام¬المومنین عایشه (رض) کمی از غذا را گرفت و بروی سوده مالید و سوده هم خندید و مقداری از غذا را برداشت در حالیکه عایشه (رض) خود را در پناه پیامبر صلی الله علیه وسلم پنهان کرده بود بروی عایشه مالید و پیامبر اسلام هم این حالت را میدید درحالیکه خنده می¬نمود.
نقل است که ضحاک بن سفیان کلابی شخص زشت روی و کتله بود؛ هنگامی¬که با رسول خدا صلی الله علیه وسلم بیعت نمود هنوز آیه حجاب نازل نشده بود و عایشه ام المومنین هم در کنار پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم ایستاده بود ضحاک به پیامبر اسلام گفت یا رسول الله من دو همسر دارم و هر دو زیبایند و از این همسرت (عایشه ) زیباتر اند، اگر اجازه بدهید یکی را طلاق میدهم و شما به نکاح بگیرید حضرت عایشه برای ضحاک گفت: آیا همسرانت زیبا تر هستند یا خودت ضحاک خندید و گفت که من زیباترم. پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم از این سوال و شوخی بسیار خندید.
در روایات متعددی آمده است که پیامبر اسلام شوخی وطبع خوشی نوجوانان و کنیزکان را به روز عید تأیید کردند و به حضرت ابوبکر گفتند بگذارید که اینان شادی کنند تا یهود بدانند که دین ما دین آزادی و سهل گیری است. همینطور رسول خدا صلی الله علیه وسلم به گروه نمایش اهل حبشه اجازه داد تا درمسجد نبوی در یکی از روزهای عید به بازی بپردازند و آنحضرت ایشانرا تشویق می نمود و برای حضرت عایشه هم اجازه داد تا بازی شانرا نگاه کند. همچنان ترجمه حدیث مبارک است: « خنده و تبسم تو بروی برادرت صدقه می¬باشد. »
همینطور تربیت یافته مکتب رسالت و نبوت ( اصحاب کرام رض ) در حیات رسول خدا صلی الله علیه وسلم و هم بعد از وفات آنحضرت صلی الله علیه وسلم به نکته پردازی و لطیفه گویی و مزاح می پرداختند و هیچ عیب و ایرادی را با یکدیگر نمی¬گرفتند، حتی شخصیتی مانند امیر مومنان عمر (رض) که به سخت گیری و جدیت معروف بود یک روز به همسرش می¬گوید: آفریدگار بزرگان مرا آفرید و خالق ضعیفان ترا بوجود آورده است وقتیکه متوجه شد همسرش دلگیر شده بخنده گفت: آیا خالق هر دو یکی نیست؟!
نعیمان بن عمر انصاری (رض) یکی از کسانی بود که در بیعت عقبه دوم وهم در غزوات بدر، احد، خندق و… حضور داشته است، زبیر بن بکار در کتاب الفکاهه اش از وی لطیفه ها و مزاح های زیادی را نقل کرده است از جمله چند مورد مختصراً ذکر می گردد.
می گویند: هرگاه میوه به مدینه منوره می آمد نعیمان اگر پول داشت می خرید و برای پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم هدیه می آورد باری پول نداشت میوه را نسیه گرفت و به پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم تحفه داد چون طلب گار از وی تقاضای پول نمود نعیمان دست آنرا گرفت و به محضر پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم آورد و فرمود که همان میوه را این شخص یعنی پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم خورده است از وی حسابت را بگیر پس پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم خنده می کرد و مبلغ طلب بایع را ادا کرد.
و همچنان از طریق ربیعه بن عثمان نقل شده است که روزی اعرابی نزد پیامبر اسلام آمد تا مشکلی داشت حل گردد شترش را به دروازه خوابانید نعیمان هم ایستاده بود کسانی به مزاح و شوخی بوی گفتند: که همین خوب شتری فربه و جوان است باید این را ذبح کنی واز گوشت وی استفاده نمایی و نعیمان شتر را خوابانید و ذبح کرد و چون اعرابی خبر شد داد و فریاد کشید پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم از خانه بیرون شد و ماجرا را پرسان کرد و قضیه را برایش گفتند و نعیمان را طلب کرد و ایشان خندیدند و واقعیت را بیان داشتند، سپس پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم قیمت شتر اعرابی را پرداخت و گوشت شتر را به حاضرین تقسیم نمودند و اعرابی را هم راضی ساختند.
همانند قصه فوق در باره نعیمان وارد است که در سفری همراه ابوبکر صدیق و سویبط به بصری می¬رفت، سویبط خواست که ماجرای درست نماید و نعیمان به خدمت رفیقان مشغول بود سه نفر آمدند و غلام می خریدند سویبط نعیمان را پیشنهاد کرد که این غلام است و قیمت آن چند شتر می¬باشد پس از توافق شتران را تسلیم و نعیمان را به ایشان سپردند و نعیمان هر قدر اسرا رنمود که مرا کجا می برید من غلام نیستم مشتریان نمی پذیرفتند وتاقسمتی راه نعیمان را بردند وبعدا حضرت ابوبکر صدیق (رض) از ماجرا واقف شد و رفت نعیمان را آورد وشتران شان را مسترد گردانید و این واقعه سالها در بین اصحاب کرام و تابعین پاک سیرت گفتگو و رد و بدل می شد و باعث خنده و خوشحالی شان بود.
مخرمه بن نوفل پیرمرد ۱۱۵ ساله و نابینا بود روزی خواست رفع حاجت نماید در گوشه ای ازمسجد نشست اصحاب کرام گفتند: کاکا! این مسجد است نعیمان آمد دست آنرا گرفت بجای دیگری از مسجد برد و خواست قضا حاجت نماید اصحاب کرام صدا زدند که کاکا! این جا هم مسجد است مخرمه گفت که مرا اینجا کی راهنمای کرده است گفتند نعیمان مخرمه گفت: که من وی را عصاکاری می¬کنم خلاصه روزی دیگری کنار مسجد نماز میخواند که نعیمان آمد و گفت: کاکا! اگر به شما نعیمان را نشان دهم چی میکنی گفت وی را باهمین عصا می¬زنم نعیمان دست وی راگرفت و نزد حضرت عثمان برد امیر مومنان حضرت عثمان رضی الله عنه بر سر نماز بود وگفت ای کاکا! این تو و این نعیمان. مخرمه عصا را بالا کرد بر سر و شانه حضرت عثمان کوبید و صحابه کرام دویدند و دست وی را گرفتند و در حالیکه می¬خندیدند حضرت عثمان را نجات دادند.
حدود مشروعیت مزاح:
بدون شک شادمانی و شوخی از نظر اسلام، آنچنانکه تذکر رفت مشروع می باشد؛ زیرا که تفریح و سرگرمی های مشروع در واقع امور فطری انسان است و شخص را در مسیر زندگی یاری می¬بخشد؛ اما برای آن شروط و حدودی از طرف شریعت وضع گردیده است که ذیلاً ذکر می گردد.
۱٫ برای خندانیدن مردم از دروغ و حکایات ساختگی استفاده نگردد؛ چنانچه پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم می فرماید: بدا به حال کسانی که برای خندانیدن مردم دروغ می گویند، پیامبراسلام صلی الله علیه وسلم مزاح می¬کرد ولی فقط به جز حق و راستی چیزی دیگری نمی گفت.
۲٫ برای شادمانی و خندانیدن مردم دیگران را تحقیر و استهزاء نکنند؛ چنانچه در صحیح مسلم حدیثی روایت شده است برای شرارت همین کافی است که کسی برادر دینی خویش را مورد تمسخر قرار دهد یکبار عایشه صدیقه در حضور پیامبر اسلام یکی از ازواج مطهرات را به قصد شوخی عیب جوئی کرد رسول خدا صلی الله علیه وسلم گفت: که ای عایشه اگر سخنت با آب دریا آمیخته می شد آب را آلوده می ساخت.
۳٫ باعث ترس و وحشت کسی نشود مانند شوخیهای که کسی ترسانده شود مثلا از ریسمان مار مانند یا گژدمی کارگرفته شود ویا شخص را ناگهان به قسمی بترساند که باعث ترس و دلهره وی گردد هرگاه شوخی وی باعث ضیاع اموال و خساره مال یک مسلمان را در پی داشته باشد هم ممنوع می باشد.
۴٫ در شرایط که سخن جدی باشد مزاح درست نیست؛ زیرا هر مقام شرایط خاص خود را دارد که باید آن شرایط رعایت گردد.
۵٫ مزاح و تفریح باید در حد معقول و اعتدال باشد؛ زیرا که افراط و زیاده روی حتی در عبادت هم مخالف سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم است، چه رسد زیاده روی در مسائل دیگری مانند مزاح و سرگرمی که هرگز کار شایسته نمی باشد چنانچه ازحضرت علی (رض) نقل است که در رابطه به مزاح گفته است که مزاح مانند نمک در طعام است هرگاه نمک بیشتر باشد شور میگردد از گفته امیر مومنان علی (رض) دانسته می شود که مزاح کار پسندیده ولی باید به حد اعتدال باشد.
همچنین از حضرت علی (رض) نقل است که می¬فرمود: قلب ها را استراحت دهید؛ زیرا هرگاه قلب خسته گردد نابینا می شود. این بدین معناست که نوعی لهو و آسایش فکری برای زندکی روزمره انسان ضرور است و از ابی الدردا صحابی جلیل القدر درین خصوص نقل است که می¬گفت: من توسط سرگرمی و تفریح به نفس خود استراحت میدهم تا در امور جدی و مقصودی انرژی و توانائی پیدا کنم.
۶٫ در مزاح کردن شخص خیلی دقت نماید که هتک حرمت مقدسات دینی خدا و پیامبر را در بر نداشته باشد و الا چنین مزاح، استهزاء شمرده شده و العیاذ بالله باعث خروج شخص از دین و موجب کفر و الحاد خواهد گردید.
چنانچه موضوع فوق صراحتاً از آیات قرانی و احادیث نبوی هویدا است.

درباره ی احمد صمیم منیب

همچنین ببینید

تهدید آخر!

اظهار عجز پیش ستم پیشه ابلهی است ، اشک کباب باعث طغیان آتش است! خلیل ...

علم وجهاد

تخلص وتصرف از کتاب دانش ودین داری از داکتر قرضاوی حفظ الله احمد ضیاء منیب ...

اهمیت تربیت کودک

نویسنده: محمد فرید فائز خداوند کائنات را در هفت طبقه خلق نمود و در آن ...

نیاز آدمیان به تربیت ایمانی

نگارنده: دکتر یوسف قرضاوی گزارنده: نعمت الله سبحانی از خلال تجارب زندگیم و سپری کردن ...

نظام غرب و تناقض در حقوق بشر

اسلام دینی است که از سوی الله متعال که به همه ی شئون و نیازهای ...

این قافله در حرکت است

نوشته:‌ نور احمد صمدی شاید زیاد شنیده باشیم که «الله متعال انسان های نیک را ...

نظرگاه خداوند در وجود آدمی

پیامبر (ص) در حدیثی که امام مسلم آن را روایت نموده است، فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ ...

از زمانی که رب العالمین بنی آدم را آفرید، برای هدایت و رهنمائی شان، پیامبری ...

قصه های از لحظات اخیر زندگی

ترجمه: عبدالملک فاضلی بدون شک هر کدام ما یقین داریم که دنیا جای همیشگی نیست ...

چرا مشتاق اسلام شدم!

نوشته: ام راشد ترجمه و تصرف: احمد فرید فرزاد هروی اسلام دارای ویژه گی های ...

آیا موسیقی غذای روح است؟

نوشته: داکتر غلام رسول شفیق خاطره¬یی جالب در مورد اثرات موسیقی بالای روان انسان: همه¬ی ...

ارزیابی خودی

محاسبه یکی از وسایل مهم و اساسی تربیت اسلامی برای اصلاح، تهذیب، رشد و بالندگی ...

به سوی تغییر

حرکت به سوی تغییر از مقولاتی است که امروز بیشتر از همه زمانه ها پیرامون ...

دروغ آفت ایمانی

ایمان به مثابه درختی است که باید متوجه اش بود، تا از گزند آفاتی که ...

مقام معنوی انسان!

انسان، به دنیا می آید و سرمایه های مانند دست و پا و چشم و ...

آژیر خطر

نوشته: عبدالباری قانت در شماره¬ی ۱۰۰ معرفت پیش در آمدی در باره¬ی هویت اسلامی و ...

اسلام، فطرت سلیم بشریت

نویسنده: ام راشد اگر نگاهی به اوضاع و احوال جهان امروز بیاندازید، تمام قوای جهانی ...

جایگاه ذکاوت و تیز هوشی در دعوت

استاد نعمت الله سبحانی ذکاوت و تیز هوشی یکی از ویژه¬گی های فطری و مهم ...

تحلیل محتوایی بیداری اسلامی و مسئولیت ما !

خلیل احمد جامی فراخوان شکوهمندی را که به دستور الله جل جلاله، همه انبیاء علیهم ...

چطور با قرآن زندگی کنیم ؟

نویسنده داکتر محمود عبدالرحمن: تعامل گذشتگان صالح ما با قرآن به چه شکل بود؟ وآیا ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

https://archive.org/download/TalaAlbadr.11/11.talaAlbadr.mp3