خانه / صفحه اصلی / آرشیو مطالب / توقیربدعت تحقیر سنت است

توقیربدعت تحقیر سنت است

قال الله تعالی : (( ما آتا کم الرسول فخذ وه ، و مانها کم عنه فا نتهوا ))
گرچه درآیات و احادیث آنقدر تاکید بر پیروی از کتاب و سنت و هشداراز مخالفت این دستور الهی است که به تنهائی برای جلو گیری از هرنوع بدعت و نو آوری در دین کافی است . اما باز هم طوفان از بدعت ها را در جوامع مسلمین در حال شیوع و انتشار می بینیم که مایه تاسف است.
و بازهم هر چند در رد بدعت ، و اینکه بدعت در دین اسلام مذموم ومنفور است همه با هم همصدا هستند . اما آنچه که تاسف آور است این است که بسیاری در شناخت بدعت ناموفق بوده اند که این شناخت نا درست از بدعت ،نتیجه همان شناخت ناکافی و سطحی از دین اسلام و مقاصد و روحیات آن است . و همین جهالت و سطحی نگری باعث شده تا راهی را برای ورود بسیاری از بدعت ها در اسلام باز بگذارند ، و هر چه از این روزنه وارد اسلام شود از آن به عنوان بدعت حسنه استقبال می شود .
گرچه در این باره علما و دانشمندان مسلمان تا حد نیاز گام برداشته اند و مسئله را بر حسب مقتضی بیان کرده اند ، اما چون دسترسی همگان بر همه مطالب بیان شده کاری بس بعید به نظر می رسید لذا بر آن شدم تا نکاتی را به عنوان زبده سخن تقدیم همگان کنم چون کوتاهی سخن موجب زوال ملالت است و علایق توده مردم امروز به چکیده ها و خلاصه های سخن مایل است.
به طور مقدمه این نکته را یاد آور می شوم که چنانچه عقب ماندن از کاروان مسلمین و یا خلاف رفتن از طریقه مرسوم پیامبر «ص» معصیت و گناه به شمار می رود ، همچنان جلو رفتن و سبقت گرفتن از پیامبر « ص» در امر سلوک الی الله و پرستش پروردگار نیز جرم کوچکی بشمار نخواهد رفت زیرا سبقت از راهبر ضمن اینکه مخالفت است مشعربه بی ادبی نیزاست .
حال بیائیم بدعت را از تعریف مختارآن بشناسیم : بدعت در لغت برای چیزی نو پیدا و بی اصل گفته می شود . و در اصطلاح اسلامی بر هر امری که از طرف پیامبر اسلام «ص»به عنوان جزء از مکلفیت های های دینی عملا و یا قولا معرفی نشده باشد بدعت اطلاق می شود.
یعنی هرعملی را که پیامبر اسلام «ص» در صورت وجود مقتضی – که مقتضی عبادت همان تقرب به خدا «ج» است ، و همیشه وجود داشته و دارد – و عدم مانع ، از انجام آن خود داری کرده است ، پس انجام عمل پس از آنحضرت «ص» بعنوان عبادت و تقرب به خدا «ج» از طرف هر کس که باشد بدعت به حساب می رود ، و جز گمراهی و دوری از خداوند «ج» نتیجه ندارد ، اگر چه به ظاهر ذکر و دعا و تلاوت قرآن کریم و …. هم باشد !
گرچه عده از علما بدعت را به حسنه و سیئه تقسیم کرده اند ، و چنین استدلال کرده اند که نمیتوان هر آنچه را پیامبر «ص» انجام نداده باشند به آن نام بدعت سیئه گذاشته و آن گمراهی دانست زیرا بسیاری از چنین اموری که بعد از پیامبر «ص» انجام شده ، اصحاب پیامبر«ص» انجام داده اند ویا آن را مشاهده کرده اند و مخالفت نکرده اند ! و چه کسی از اصحاب پیامبر«ص» به دین اسلام آگاه تر است و یا نسبت به سنت پیامبر «ص» با غیرت تر است ! پس از این دانسته می شود که هر امری نو پیدا را نمی توان بدعت و گمراهی دانست . آیا میتوان جمع قرآن را گمراهی بنامیم ، و یا بنای مدارس دینی و تنظیمات آموزشی را بدعت سیئه به پنداریم ؟ !.
به خاطر رفع این شبهه و زدودن التباسی که در بین حق و باطل در اینجا ایجاد شده لازم میدانم نکاتی را مطرح کنم تا به توفیق خدا «ج» پرتوی باشد فراز راه جویندگان حقیقت .
درحقیقت آنچه که باعث شده عده مجبور شوند تا بعضی از بدعات را حسنه بنامند همانا عدم توجه دقیق به اصول و قواعدی است که مبنای استخراج تمام مسائل فرعی فقهی است . چون از یک طرف نصوص قطعی شرعی را در رد و مذمت بدعت ، می بینند ، و از طرف دیگر اموری به اصطلاح نو پیدا را در اسلام مشاهده می کنند ، که از طرف یاران پیامبر «ص» و دیگر ائمه دین مورد استقبال قرار گرفته است . پس برای اینکه به گمان خود شان توفیقی بین این دو امر یعنی ایجاد و تائید بعضی امور نو پیدا ، و نصوص مانعه شرعی بیابند ، چاره جز اینکه بعضی از امور نو پیدا را استسنا کرده و از عموم حکم ضلالت بیرون کنند ، و نام بدعت حسنه را بر آن بگذارند ، ندیده اند .
اما حقیقتیکه هر مسلمان با درک و دانش باید به آن اعتراف کند این است که بدعت به هیچ عنوان نمی توان لقب حسنه را برای خود کمایی کند ، چون حکم ضلالت و سیئه بودن تمام بدعت ها از طرف پیامبر اسلام «ص» بصیغه عموم کرارآ و مرارآ صادر شده است . وتکرار یک حکم شرعی و دینی از طرف پیامبر «ص» دلالت بر اهمیت موضوع می کند ، و سکوک از تخصیص و استثناء در آن تا لحظه انجام مسئولیت رسالت توسط آنحضرت «ص» مهرخاتمه است به این مسئله ، وتخصیص دادن اینگونه عموم ها بعد ازشارع جزتشریع جدید نمیتوان نام گذاشت .
اما بعوض تکلف بیجا جهت اخذ جواز برای امور متذکره ، تا آنرا داخل بدعت نگاه داشته و برچسب نیکی هم به آنها بچسبانیم ، اگر به همان اصل فقهی مصالح مرسله متوجه می شدیم به هیچ گونه تناقضی بر نمی خوردیم تا مجبور شویم بخلاف ارشاد پیامبر «ص» قاعده گذاری کنیم ، و بدعت را که آنحضرت «ص» عمومآ گمراهی خوانده اند بنیکی یاد کنیم !!
دراصول فقه اسلامی مصالح را به سه گونه تقسیم کرده اند :
۱- مصالح معتبره
۲- مصالح ملغاه
۳- مصالح مرسله
مصالح معتبره آنگونه مصلحت های است که شریعت اسلام به آن اعتبارداده و در آن حکم مثبت داده است. مانند: رفع نیاز شهوانی ازطریق نکاح شرعی ، وقتل و قتال از طریق جهاد اسلامی ، و اخذ زکاه و عشر جهت رفع نیاز های فقرا ومساکین و….
ومصالح ملغاه ، آنگونه مصلحت های است که به ظاهر تشابه به مصالح معتبره دارد اما در واقع حاوی مفسده های است که بر مسلحت های موهومی آن می چربد ، لذا شریعت اسلام بعلت وجود مفاسد مرتبه بر آنها اینگونه مصلحت هارا لغو و تحریم کرده است ، مانند : رفع نیازشهوانی از طریق زنا ، نجات از فقر ومسکنت بوسیله دزدی و یا ربا …. که تفصیلات این مسائل در کتب مبسوط فقهی می توان جویا شد .
و اما مصالح مرسله ، آنگونه مصلحت های است که در آن شرایط و زمان بر آن تاثیرگذار است ، و در بعضی شرایط و زمانها نیاز به برآورده شدن آن مصلحت قوت می گیرد و مفاسدی هم در برندارد ،و یا اگر احیانآ مفسده هم درآن به نظر می رسد ، آنقدر ناچیز است که نسبت به مصالح آن قابل مقایسه نیست . بلکه مصالح مرسله همیشه در خدمت اصول عمده دینی است و به عنوان ابزار حفظ و ترویج ارزشهای اسلامی کار برد دارد . مانند : جمع کردن قرآن کریم ، و تصنیف و تنظیم کتب دینی و اموزشی و تاسیس مدارس دینی و ….
و یک قاعده ، و اصیل بسیار با ارزش را که باید از آن بعنوان معیار تمیز بین بدعت و مصالح مرسله استفاده کرد این است که ، مصالح مرسله همیشه در وسایل است نه درمقاصد ، و اما بدعت در مقاصد قرار گرفته و خودرا همطراز دیگر عبادات اسلامی قرار داده است ، و مطلوب با لذات است ، بدعت انجام داده می شود تا مستقیما کسب ثواب شود ، اما مصالح انجام میشود تا زمینه اعمالی فراهم شود که منجر به ثواب و پاداش است . پس بین تفاوت ره که از کجاست تا به کجا !!
حال جهت اینکه خوب متوجه نتایج بسیار خطرناک بدعت حسنه در اسلام شویم بهتر است چندگامی باهم به سویی حقیقتی که کمتر به آن اندیشیده ایم برداریم .
۱- خداوند «ج» میفرماید : (( الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا )) خداوند «ج» ضمن مژده به ما براینکه شمارااز سرگردانی وگمراهی نجات داده ام، و شمارا بسوی راه راست هدایت کرده ام ، هشدار می دهد که دینی را که من به عنوان قانون پرستش و سلوک و برنامه زندگی برای شما انتخاب کرده ام ، کامل و بدون نقص است . و هیچگاه نباید شمابا اندیشه های ناقص خود به فکر افزودن و یا اصلاح کاری در آن برآیید .
و از قوانین مسلم طبیعی است که شیئی وقتی که بکمال نهائی خود می رسد ، دیگر هر کوشش جهت تکمیل بیشتر آن ، نتیجه برعکس میدهد ، و منجر بنقص آن شیئ کمال یافته می رسد ، مثلا : ظرفی را اگر در حد گنجایش نهائی آن مملو از شیر کنی ، و باز دیگری بیاید و بخواهد چیزی آب بر آن بیفزاید نتیجه این تکمیل نقص همان شیر است تامل لازم است .
۲- و باز خداوند «ج» میفرماید : (( ما آ تا کم ا لرسول فخذوه و ما نها کم عنه فا نتهوا )) و در آیه دیگر میفرماید :(( یاایهاالرسول بلغ ماانزل الیک من ربک وان لم تفعل فمابلغت رسالته )) ودر آیه اول خداوند «ج» میفرماید که هرچه پیامبر «ص» بعنوان احکام دین به شما می دهد بگیرید و از آنچه شمارا منع می کند اجتناب کنید ، و در آیه دوم میفرماید که ای پیامبر «ص» تو وظیفه داری که آنچه را از طرف پروردگارت به تو اجازه تبلیغ می رسد به مردم برسانی و اگر چنین نکنی یعنی بعضی چیزهای را بپوشانی و به مردم نرسانی پس تودروظیفه خودناکام مانده ای
پس نتیجه که از مجموع این دو آیت بدست می آید این است که هرچه پیامبر «ص» بعنوان واجب به آن دستور داده اند واجب الاطاعت است و آنچه را ایشان بعنوان بهترین راه برای ما معرفی کرده اند بهترین راه است ، وآنچه مارا از آن برحذر داشته اند گر چه به ظاهر پسندیده هم بنظر آید ، جز شروع بدی هیچ چیزی درآن نیست . و دیگر این که هرچه پیامبر «ص» از آن سکوت کرده اند در حکم منهی عنه قرار دارد ، زیرا آنچه را مامور به بیان آن بودند بیان کرده اند و آنچه که مامور به بیان آن از طرف خداوند «ج»نبوده اند ، خود پیامبر «ص» به خود این جرات را نداده اند که چیزی از خود بر دین خدا «ج» بیفزایند ، به این آیه قرآن کریم نیز توجه فرمائید : (( وماینطق عن الهوی ، ان هو الا وحی یوحی )) و خود پیامبر «ص» حتی یک حدیث صحیحی که امام نووی « رح» آن را بعنوان یکی از پایه های احکاماسلامی در اربعین خود آورده اند ، چنین می فرمایند که همه امورات دینی جزئی و کلی از طرف خداوند «ج» است . (( ان الله فرض فرائض فلا تضیعو ها ، وحد حدودآ فلا تعتدوها ،وحرم اشیاء فلا تنتهکوها ، وسکت عن اشیاء رحمه لکم غیر شیان فلا تبحثو ا عنها )) یعنی خداوند «ج» هر آنچه را لازم میدیده از فرایض و واجبات ، برای شما بیان کرده ، و آنچه را برای شما مضر دانسته شمارا از آن منع کرده و بر شما انجام آن را حرام کرده و برای حرمت گذاشتن به احکام خود تا دست خوش تجاوز قرار نگیرد مرزهای قرار داده تا بر آنها توقف نمائید ، و از بسیار چیزها ی که شما گاه خوب می پندارید خداوند «ج» از آن سکوت اختیار کرده ، از لطف و مرحمت خود بر شما ، چون خداوند «ج» فراموشکار نیست که اینهارا فراموش کرده باشد ، لذا در پی چنین امور مروید که گمراهی حتمی نصیبتان خواهد شد .

درباره ی احمد صمیم منیب

همچنین ببینید

با سجده به خدایت نزدیک شو عنوان عربی: واسجد واقترب

محمد کمال الدین: برگردان: عبدالملک فاضلی سجده اوج درجه ی تذلل و خشوع در پیشگاه ...

هنر بدست آوردن دیگران (فن احتواء الاخرین)

بقلم: عبد الصمد الفقی مترجم: عبدالملک فاضلی توانایی جذب دیگران موضوعی ایست که شخصیت داعی ...

ابر مرد دیگری که در سایه های قرآن قامت کشید! (عبدالحمید بن بادیس)

یاد داشت: پیوسته قابل یاد آوری می دانم که پرداختن به زنده¬گی شخصیت های اسلامی ...

فال بینی و عقیده به آن

نویسنده: الحاج مولوی سید عبداللطیف (راضی ادرانی) چگونه مردم با معتقدات غلط به دامان جادوگران ...

هر دم از این باغ! بری میرسد!

عبدالله باغچه مهتری در شماره ۲۲۳ دوشنبه ۵ جدی ۱۳۹۰روزنامه اتفاق اسلام تحت عنوان «نیاز ...

جلو چشم اطفال سگریت نکشید!

مترجم: عبدالجبار مطمئن علمای زیادی از ضررهای بزرگ سگریت و شومیت و حرامیت شان بحث ...

اساسات آرامش روح و روان در برابر اخبار نومید کننده‌ی اهل زمان

نگارنده: محمد موسی شریف گزارنده: استاد نعمت الله سبحانی در عصر کنونی فساد و بزه‌کاری ...

در قبال دعواهای فرزندانمان چه واکنشی نشان دهیم؟

منبع: www.joljol.com وتلخیص و ویرایش نجیبه صالحی استاد فرهنگ محجوبه هروی مقدمه دنیای صمیمی خانواده ...

چگونگی تقویت ایمان در دلها

نوشته:‌ حسین حسین شحاته ترجمه:‌ عبدالخالق احسان قلب جایگاه ایمان: خداوند عزوجل به فضل و ...

نیاز اسلام به مردان زنده و احیا گر!

غلام حضرت « حمیدی » مبرهن است که هیچ دین و آیینی نمی تواند زنده ...

فشار خون چیست؟

خون برای گردش موثر در عروق بدن از نیرو و فشاری برخوردار است که آن ...

با صادقان!

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ [٩:١١٩] ای مومنان! از (مخالفت فرمان) ...

چرا خداوند(ج) رجل گفت وبشر نگفت؟!

ترجمه: عبدالجبار مطمئن در یکی از صنفهای پوهنتون که تعدادی زیادی محصلین شرکت کرده بودند، ...

تأملی بر دنیای اذکار و دعاهای پیامبر اکرم

مولوی ضیاءاحمد فاضلی مسؤول مدرسه احیاءالعلوم شکی نیست که ذکر و یاد الهی ایمان را ...

شادی و سرور از دیدگاه قرآن

دکتر محمود ویسی چکیده یکی از تمایلات و استعدادهای درونی انسان میل و نیاز به ...

رفتار اقتصادی افغانها در دام فرهنگ تکلف گرایی

نویسنده: عثمان عادل فرهنگ از برجسته ترین عواملی است که در درازنای تاریخ بشر به ...

قیامت کی است؟ متی الساعه؟

دکتور شمس الحق سلیم چندی قبل خبری در سرتاسر دنیا پخش شد و خیلی ها ...

عفت کلام

نوشته: عزیزاحمد سلجوقی زبان که در تمام ادوار تاریخ وسیله افهام و تفهیم بوده و ...

هنر بدست آوردن دیگران ( فن احتواء الاخرین)

بقلم: عبد الصمد الفقی مترجم: عبدالملک فاضلی توانایی جذب دیگران موضوعی ایست که شخصیت داعی ...

خود را محاسبه کنید

ترتیب کننده: غلام حضرت (حمیدی) محاسبه چیست : اینکه ارزیابی کند انسان مسلمان اعمال روز ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

https://archive.org/download/TalaAlbadr.11/11.talaAlbadr.mp3