خانه / صفحه اصلی / آرشیو مطالب / تصوف در پرتو قرآن وسنت نبوی  قسمت دوم

تصوف در پرتو قرآن وسنت نبوی  قسمت دوم

وقتی ما از مسیر انبیاء، اصحاب کرام مجتهدین دین و دوستان خدا دور شویم و بنا به سلیقه شخصی خود راه ها و طرق مختلف را در عبادات اضافه کنیم در حقیقت ما تصوف واقعی که همان عملی به شریعت مصطفوی ص است ترک نمودیم و مشکلات عدیده ای را بوجود آورده ایم.
مشکلات و حوادث این عصر و زمانه به حدی زیاد است که دامنگیر عالم اسلامی گردیده امت اسلامی را در رکودو سردرگمی فراوانی قرار داده است.
انسانهای سرگردان و پریشان نمیدانستند به کدام سمت روی نمایند، دردها و سختی ها همه را فرا گرفته . ما به نکته ای رسیده ایم که داعیان در آن پریشان ودلسوزان امت سرگردانند.
علماء، دانشمندان و متفکرین زیادی تا بحال در خصوص علل عقب ماندگی جوامع اسلامی و دلایل انحطاط امت واحده مسلمانان و افول خورشید تمدن عظیم اسلامی و ضعف ایمانی، اخلاقی ، معنوی و عرفانی امت مسلمه قلم بدست گرفتند؛ توجیه و تحلیل نمودند.
تعدادی راه را به خطا رفته و علل مشکلات رابه دلیل تحلیل ها ی نادرست یا به تقلید از مستشرقان مغرض، به اختلافات مذهبی، تصوف اسلامی، طرد علوم عقلی و توجه به ملبوسات و نمادهای ظاهری مذهبی و … ربط داده اندو حتی گروهی در مقابل پیشرفتهای علمی و مظاهر تمدن غرب، خود را باخته و نقص رابه ذات اسلام نسبت داده اند و عده ای هم اسلام را به علم ستیزی و ارتجاع متهم کرده اند؛ غافل از اینکه:
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیبی که هست در مسلمانی ماست
افزون بر آن، عامل دیگری که چهره راستین اسلام و این حقیقت دین «تصوف واقعی» را بیش از پیش مخدوش کرده و باعث درک نا درستی از آن شده، همانا وجود برخی از صوفی نمایان حرفه ای و جاه طلب و ریا کار بود که تصوف را تخریب و مردم را گمراه نمودند و برای رسیدن به اهداف دنیوی خود را در چشم مردم سردمداران تصوف واقعی قلمداد مینمودند.
این کار باعث شد تا عده زیادی از مسلمین مومن که محافظ شریعت اسلامی و عامل به سنت نبوی  و دارای غیرت دینی بودند، از آن تصوف روگردان شوند و از سوی دیگر عده ای از صوفیان غیر عالم و بی اطلاع از روح و هدف حقیقی تصوف نادانسته ضربه ی دیگری را بر پیکر این حقیقت دینی وارد کردند، به مرور زمان مطالبی را که با این علم نسبتی نداشت از جانب خویش افزوده و آنها را روح اساسی تصوف و از اهداف واقعی و کمال نهایی آن دانستند.
بهر صورت آنان مسئله را پیچیده تر کرده، به جای آنکه از شدت اختلاف نظر بکاهند دامنه آنرا گسترده تر گردانیده و بر شدت آن افزودند، و اموری را که تکلیف هر فرد مسلمان و روح دین و لازمه زندگی است، به صورت معماهای فلسفی و رهبانی در آورده و به مردم تلقین کردند که فقط از عهده اشخاصی بر میآید که از دنیا و اسباب مادی دست شسته و از همه نعمت های دنیا کناره گیری کنند.
پر واضح است که وجود همچون افراد در هر عصر و نسل بسیار اندک است، گذشته از آن، نه دین اسلام چنین چیزی را خواسته است و نه سنت رسول الله چنین است و نه راز آفرینش این گونه اقتضاء میکند.
حالا چه خوب است که کتاب الفتح الربانی تالیف عارف نامی و عالم توانا حضرت شیخ عبدالقادر گیلانی قدس سره بازکنم و آنچه در مقدمه کتاب راجع به عرفان و تصوف نوشته شده است بازگو نمایم.
عرفان چیست؟ عارف کیست؟
«عرفان همه مکتب خدا شناسی و جستجوی کشف حقیقت است، که بشر از زمان پیدایش به آن پرداخته است».
جامعترین تعریفی که برای مکتب تصوف یا عرفان شده است، شاید این باشد که میگویند: عرفان اخلاق است. ابوبکر کتانی متوفی سال ۲۳۳ هـ ق میگوید: تصوف خُلق نیکو است، هر که را خلق نیکوست داد ، صفای باطن می یابد.
در رساله قیشیریه از ابو محمد جریر متوفی سال ۳۱۱هـ ق نقل شده است که از او پرسیدند عرفان و تصوف چیست؟ گفت: متخلق شدن به اخلاق نیکو، و از هر خلق پست ودنی کناره گرفتن.
از ابوالحسن نوری نقل میکنند که او نیز گفته است: تصوف نه علم است نه رسم، بلکه اخلاق حسنه میباشد.
جنید بغدادی رح شیخ الطائفه متوفی سال ۲۹۷ هـ ق میگوید:صوفی کسی است که خدای او را از خود میراند و به عشق خویش زنده میگرداند.
جعفر خلدی متوفی سال ۳۴۱ هـ ق میگوید: تصوف یعنی نفس را در راه عبودیت انداختن و از خود فارغ شدن و تماما به حق تسلیم بودن. شبلی را از تصوف پرسیدند، گفت: آغازش شناخت خدا و پایانش توحید است.
نتیجه این گفتار مشایخ بزرگ این خواهدبود که:
مکتب تصوف و عرفان یعنی اخلاق کریمه و صفات حسنه انسانی که نمونه کامل آن حسن بصری رح است که از آغازین و بزرگان این قوم و صاحب صفات حسنه و شخصیت علمی و اخلاقی بوده و مثل کاملی است از صفات باطن و طهارت و پاکی ذات. اکنون جای دارد که نظری گذرا و کوتاه به عارف و صوفی بیندازیم، و ببینیم صوفی کیست، عارف کدام است، و درویش چگونه است؟
غالباً میان عارف و عابد و صوفی و زاهد فرقی قائل نیستند، اما نکته سنجان عمیق تر بدین نکته نگریسته و میگویند: گرچه صوفی کثیر العباد است، ولی ممکن است افرادی نیز باشند که نماز و روزه بسیار بجای آورندو همواره بر نوافل و عبادات غیر واجب حریص باشند، ولی عارف وصوفی نباشند، پس صوفی و عارف با هم فرق دارند.
همچنین بین زاهد و عابد نیز تفاوت های وجود دارد که بنا به تعریف ابن سینا: زاهد کسی است که از لذایذ دنیا دوری کند و اعتنائی به ظواهرزیبای زندگی نداشته باشد. و عابد کسی است که به انجام عبادات مانند نماز و روزه قیام کند ، اما از دنیا هم بیزار نباشد.
اما آنکه جویای اشراق نور حق است، و باطنش را جایگاه انوارالهی قرار میدهد، او عارف است و شناسای حق. و همچنین ابن سینا نتیجه میگیرد که: هر زاهدی عابد است ولی هر عابدی زاهد نیست، و عارف اختلاطی است از عابد و زاهد، یعنی هم از دنیا کناره میگیرد و هم به عبادت میپردازد.
پس تصوف و عرفان، عارف و صوتی ، زهد و زاهد، عابد و عبادت صرف نیست، بلکه معجونی است از زهد، عبادت، خلق کریم و بالاخره زهد رفیع ، و عبادت متجرد ، یعنی خالصانه برای خدا، و خلق کریم به جهت خدمت به خلق.
حال که تا اندازه ای با مکتب عرفان و تصوف آشنا شدیم ، لازم است با عارف، صوفی و درویش واقعی نیز آشنایی حاصل کنیم و مدعیان دروغین را از پاکدلان صادق تشخیص دهیم، برای روشن شدن این مطلب باز از گفتار علماء و بزرگان این قوم مدد میگیریم.
ذوالنون مصری میگوید: در سرزمین شام به زنی عارفه برخورد کردم، بدو گفتم خدایت رحمت کند، از کجا می آیی؟ گفت: من عند اقوام« تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا»
{از نزد کسانی که بستر های خود را ترک میکنند و خدا را در حال خوف و امید میخوانند}. سوره سجده آیه ۱۶
باز پرسیدم بکجا میروی؟ گفت: الی « رجال لا تلهیهم تجاره ولا بیع عن ذکر الله» بسوی مردانی که : تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا غافل نمیکند. سوره نور آیه ۳۷
این است صفای قلب و طهارت ذات؛
صوفیه تا جایی پیش روی میکنند که زهد خود را بالاتر و برتر از هر زاهد وعابد میدانند؛ بقول رابعه عدویه که یکی از بانوان عارفه است، زهد غیر صوفی معامله و داد و ستد است، و کالا و متاع دنیا را به بهای آخرت فروخته اند، اما صوفی از دنیا کناره میگیرد بدان جهت که او را از یاد حق غافل نکند؛ و عبادت غیر صوفی نیز تجارتی است که بدان جنت را خریداری میکنند، که این گروه ماند کارگرانی هستند مه روز به امید اجرت شبانگاهی کار میکنند.
اما عبادت عارف صرفاً به جهت وصول به قرب حق است و خداوند را بدان سبب پرستش می کنند که ذات اقدس او را در این عبادت و شایسته بندگی دانسته اند.
در این زمینه می گوید: « خداوندا اگر تو را از ترس آتش دوزخ می پرستم، مرا در آن جای ده و اگر به طمع بهشت به عبادت می پردازم، مرا از آن بی نصیب مگردان ».
البته این سخن سیره بزرگوار را دو قرن قبل امیرالمؤمنین علی رضی الله وتعالی عنه با بیانی زیبا تر بیان فرموده اند :-
« الهی مَا عَبدُکَ خَوْفاً مِنْ نارِکَ، وَ لاَ طَمَعاً فی جَنَّتِکَ، بَلْ وَجَدْ تْکَ اَهْلاً لِعِبَََادهِ فَعَبَدَتُکَ»
«خدواندا نه از ترس آتش دوزخ و نه به امید بهشت ترا می پرستم، بلکه ترا شایسته پرستش دانسته ام و عبادت می کنم.»
همین امام بزرگوار در جای دیگر می فرماید :
« همانا قومی خدا را بامید منفعت می پرستند و این عبادت بازرگانان است، قومی دیگر خدای را از ترس آتش دوزخ می پرستند، آنهم عبادت بردگان است، گروهی نیز خدای را به جهت تقدیم سپاس به پیشگاهش می پرستند، این است عبادت آزادگان. »
ابو یزید بسطامی می گوید : « شهرت مردی را شنیدم که می گفتند در زّهد و تقوی سرآمد زمان است، به دیدن او راغب شدم، یکی از یاران را گفم مرا بنزد او رهنمائی کند، وقتی بخانه او رسیدم دیدم از خانه خارج شد و بسوی مسجد رفت، بدنبال او داخل مسجد شدیم، دیدم در حالی که رو به قبله ایستاده بود، آب دهان برزمین انداخت، او را سلام نگفتم و بدوستم گفتم بر گردیم، گفت مگر تو بدیدن این شخص نیامده ای، جواب دادم بلی، اما او را دیدم رو بقبله آب دهان خارج کرد و از آداب رسول الله (ص) اطاعت نکرد، او را زاهد واقعی نمی دانم.
چه هرکس یکی از سنتهای پیامبر را ترک کند نمی تواند ادعای زُهد و تقوای داشته باشد و بدون اینکه کلمه ای با اوسخن بگویم از مسجد خارج شدیم.
همچنین بایزید (رح) می گوید : اگر کرامت شخص بجائی رسید که بر هوا بپرد، بدین عمل او غره نتوان شد، تا اینکه تحقیق کنیم در مقابل اوامر و نواهی شریعت چگونه رفتار می کند.
سهل (رح) سَسَری را از صوفی و درویش واقعی پرسیدند، گفت : آنکه به کتاب و سنت رسول اکرم (ص) تمسک نماید، از حلال زندگی کندف و از اذیت و آزار دیگران خود داری کند، از گناهان کوچک و بزرگ اجتناب نماید، حقوق دیگران را محترم شمارد.
سیداحمد رفاعی (ح) در اینمورد می گوید:
«هرگاه مردی را دیدی که بر هوا می پرد، بر روی آب راه میرود، فریب او را نخوری، تا اینکه اعمال و گفتارش را با ترازوی شرع بسنجی.»
هرگاه اعمال و گفتارش با موازین شریعت مطابق بود، آنوقت او را درویش، صوفی و عارف میتوان نامید، و در غیر اینصرت، پرواز در هوا و حرکت بر روی آب، از اعمال شیطانی محسوب می گردد.
شیخ جنید(رح)، که به سید طائیفه مشهور است، در تعریف درویش، صوفی وعارف به تعبیرقشیری چنین می گوید:
« کسیکه قرآن را حفظ نکرد و علم و حدیث نیاموخت، بدو نباید اقتدأ گردد، زیرا علم ما( مصوف) به رعایت اصول کتاب و سنت بستگی دارد.
و باز می گوید : عِلْمُنَا ه ذَا مُشیذ بِخِّدْمَتْ رَسُوْل الله صلی اللهُ علیه وسلم
« این علم ما “عرفان” بوسیله گفتار رسول اکرم (ص) استوار است.»
همچنین می فرماید :
تمام راه ها بر خلق بسته شده است، جز یک راه و آن راه دنباله روی رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است، و اتباع سنت و روش او.
اکنون ببینم دانشمند وعارف جلیل القدر اسلام، ابو حامد امام محمد غزالی در اینخصوص چه میگوید :
« بدان که سالک راه خدا اندک است و مدعیان دروغین فراوان، ما برای عارف واقعی دو علامت قرار می دهیم، یکی اینکه سالک حقیقی، تمام افعال و اقوال او مطابق میزان شریعت است، دوم هیچگاه لباس تصوف در بر نمی کند، تا اینکه اول با لباس اطاعت از اوامر شرع و رعایت نواهی آن ملبس نگردد.
با امام غزالی می فرماید : گاهی شنیده می شود که می گویند، که فلانی بمقامی رسیده است که عبادت و تکالیف از او ساقط گردیده است، باید گفت این غرور و فریفتگی است، زیرا محققین می گویند :
« اگر انسان را دیدی که بر هوا می پرد و بر روی آب می رود، ولی کاری مخالف شرع انجام داد بدان که او شیطان است.»
باز امام غزالی (رح) می فرماید: هرگاه کشف عارف معارض کتاب و سنت بود. باید به کتاب و سنت تمسک کند، و کشف خود را نادیده بگیرد، و بگوید که خدا سعادت مرا اطاعت در کتاب و سنت تضمین کرده است در کشف و الهام، سپس کشف و الهام باید به کتاب و سنت عرضه شود، هرگاه مطابق بود، درست، وگرنه غلط و از القانات شیطان است.
این بود بر گزیده ای از گفتار بزرگان و مشایخ این قوم، اکنون به بینیم مدعیان دروغین چه کسانی هستند؟

همانگونه که امام غزالی گفتند: مالک راه حق اندک و مدعیان دروغین بسیار اند.
وااسفا!! این مکتب حق و حقیقت عرفان، این مکتب خداگرایی و دنیا بیزاری، این طریقه تهذیب اخلاق و تزکیه نفس، این مکتب صفا و صدق، بدست مدعیان دنیا دوست در طول تاریخ رنگ باخت و زهد و تقوی به ریب و ریا، تزکیه به تزئین، تهذیب به تذهیب، خداپرستی به دنیا دوستی، صفا و صدق به کید و رنگ، طاعت به عادت بدل شد، و کسانی عهده دار این مهم شدندکه نه از کتاب بهره ای داشتند، ونه از سنت رسول، که بنا به گفته بزرگان قوم دو رکن اساسی این طریق است، روی همین اصل عرفان و تصوف از زمانهای دور دشمنانی پیدا کرد،و در رد آن کتابهایی نوشته شد، سخنهایی ایراد گردید،عرفان را مکتب تن آسایشی و بی بند و باری و سربار جامعه معرفی کردند، حتی تا جائیکه بعضی از منتقدان بنا به رفتار مدعیان دروغین، عرفان را مکتب الحادی میدانستند.
مولانا جلال الدین در شاهکار عرفانی خود، کتاب مثنوی، از دست این مدعیان به فریاد است، و با بیانی شیرین و لطیف از آنها انتقاد میکند، که این متظاهران ریا کار صوفی نما،در شکل درویشان صادق درآمده، مکتب تصوف را آلوده کرده اند، بدیهی است که دراویش پاکدل و صوفیان با صفا از اینگونه شیادان ریاکار و ملحد دوری میجویند.
اینک گوش فرا دهیم که مولانا چه میگوید:
همسری با انبیاء برداشتند اولیاء را همچو خود پنداشتند
گفتند اینک ما بشر اینان بشر ما و ایشان بسته خوابیم وخود
این ندانستند ایشان از؟؟؟؟؟ هست فرقی در میان بی منتها
هر دو گون زنبور خوردند از محل لیک شد زان نیش وزین دیگر عسل
هر دو نی خوردند از یک آبخور این یکی خالی و آن دیگر شکر
صدهزاران این چنین اشباه بین فرقشان هفتاد ساله راه بین
چون بسی ابلیس آدم روی هست پس به هر دستی نباید داد دست
حرف درویشان بدزدد مرد دون تا بخواند بر سلیکی زان فسون
کار مردان روشنی و گرمی است کار دونان حیله و بی شرمی است

از اشعار انتقادی مولانا درک میکنیم که این مدعیان دروغین مربوط به زمان و عصر خاصی نیستند، بلکه در هر دوره و زمانی وجود داشته و دارند، همانگونه که مولانا در حدود هفتصد سال پیش از این ناله سر داد و زبان به انتقاد و خرده گیری گشاده است.
در واقع پیدایش مخالفان عرفا و تصوف نیز از همانجا سرچشمه گرفته است، و گرنه چه کسی را یارای این است که صفای قلب و باطن، حقیقت و حقیقت جویی و عشق بخدا را منکر شود، صفا و صدق را نادیده انگارد، آیا جنیدها، شبلی ها، بایزیدها، عبدالقادرها، غزالی ها و مولانا ها را که میتواند انکارنماید؟ که را توان آن است که مکتب حق جویی و حق گویی آنان را باور نداشته باشد؟ که میتواند بگوید آنچه این بزرگان در راه تنویر افکار عامه و ارشاد خلق الله بر مبنای کتاب و سنت، رنج برده اند و کوشش کرده اند، درست نیست؟ بل ، لبه تیغ منکران متوجه کسانی است که از طریق آنان بر کنار اند، و از روش و رفتار ایشان بدور.
اکنون مناسب است خدماتی که صوفیه و مکتب عرفان به جامعه اسلامی نموده اندبه نقل از کتب متعدد علمای محقق و دانشمند و با تقوا از جمله امام ندوی صاحب رحمه الله ، امام غزالی رحمه الله و امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه الله مطالبی بیان شود.
در حقیقت با وجود ایراد هایی که برصوفیه گرفته اند، و بعضی از آنها نیز وارد است، این طایفه در جلوگیری از افراط های رایج در ادوار گذشته؛ در دوره ای که فتوحات اسلام خاتمه یافته بود و به سبب ضعف و فتور سلاطین وقت که در امر جهاد و نشر اسلام توفیقی نداشتند، متصوفه در ترویج اسلام اهتمام کردند، چنانکه تاثیر وجود مشایخ نقشبندیه و …….. در نشرو بسط اسلام بین هندوان و اقوام مالیزیایی بی نهایت زیاد بود، ترویج روح برادری در میان مسلمین و تمسک به اخوت واقعی و رعایت مواسات و ایثار نیز از اموری است که رنگ خاصی به تربیت صوفیه و تشکیلات سلاسل و خانقاه های آنها داده است.
در اخبار این قوم آمده است که یاران طریقت، دوستان را در بهره مندی از مال بر خود مقدم می داشتند، و توجه آنها در نهی از منکر و امر به معروف بسیار بوده است، همچنین نقشبندیه در نشر و ترویج اسلام بین اقوام تاتار و ازبک تاثیر بارز داشته اند، قادریه و تیجانیه در افریقا خاصه در حدود سودان، سنگال، نیجیریه نفوذ و تاثیر بسیار زیاد در نشر اسلام داشته اند.
در کار امر به معروف و نهی از منکر گاه چنان اهتمام داشته اند که مکرر در معارضه با ارباب قدرت خود را به خطر می افکنده اند، همواره در مصائب عام عارفان نیک نهاد، صوفیان با صفا و درویشان روشن روان، با مردم همدردی کرده اند.
از اینها گذشته ، در بیان وحدت و توحید الهی،طریقه تعلم عرفا مفهوم تر و مقبولتر از احتجاجات فلاسفه بوده و از این رو کتب و اقوال آنها در تهذیب اخلاق و تعلیم حقایق اسلام تاثیری بسیار قوی داشت.
بدینگونه تعالیم صوفیه افق بصیرت مسلمانان را گشوده تر کرد و آنان را به تساهل و مسامحه و به ترک تعصب و غرور و عناد توجه داد، و در حقیقت تعالیم این مکتب بود که ترک مشاجرات بی فایده و توجه به صدق و اخلاص را لازمه نیل به سعادت فردی و اجتماعی شمرد.
جای تردید نیست که عرفا متابعت شریعت را رکن اساسی و وسیله رسیدن به هدف میدانند، حضرت شیخ عبدالقادر درتمام مواعظ و پند های خود همواره بر پیروی کامل از کتاب و سنت تاکید دارد و دوریش و صوفی را خارج از محدوده این دو بچیزی نمیشمارد.
روشن شد که درمکتب عرفان، شریعت بنیان و اساس و چراغ روشنگر طریق است که بدون این چراغ در فضای ظلمانی نمیتوان راهی یافت. از افواه عوام و بد اندیشان گاهی شنیده میشود که میگویند شریعت و طریقت مخالف یکدیگر اند، سخنی است بی اساس که هیچگونه تاویلی برای آن نمیتوان کرد، همانگونه که از بزرگان تصوف نقل شده طریقت بدون اتکاء به شریعت پوچ و بی معنی خواهد بود. و طریقتی به حقیقت منجر میگردد که با پیروی درست از شریعت پایه گذاری شده باشد، و شاهین زمانی میتواند در فضای قدس حقیقت پرواز کند که با دوبال کتاب و سنت به پرواز در آید با غیر.
آغاز رسیدن به مقام والای مقبولیت و صدیقیت، پیروی از سنت نبوی است و پایان آن نیز بر پیروی کامل از سنت می باشد.
یکی از انسانهای که از طریق طبعیت از سنت به مقام والای معنویت رسیده است. شیخ عبدالقادر گیلانی رح میباشد. شیخ با شخصیت قوی و ایمانی نیرومند و دانشی وسیع و دعوتی فراگیر و تاثیری شگفت به پا خواست و دعوت به ایمان واسلام راستین و عبودیت خالص و تخلق به اخلاق مومنان مخلص را تجدید نمود، و با نفاق و دو رویی که در جامعه اسلامی رواج داشت «با نیروی که در تاریخ اصلاح و تجدید بی نظیر بود» به مبارزه و رویارویی پرداخت و باب بیعت و پیمان با اسلام راستین و توبه را به روی مردم گشود، مسلمانان از مناطق مختلف جهان اسلام از این در رحمت وارد شده عهد و میثاق خود را با خالق خود دوباره تجدید میکردند و پیمان میبستند که از کفر و شرک و فسق و بدعت وظلم و تجاوز به حقوق دیگران اجتناب کنند و آنچه را خدا حرام قرار داده حلال ندانند و فرایض و تکالیفی را که خداوند مقرر کرده ترک نکرده و از یاد نبرند همچنین تن به لذایذ ندهند و به مظاهر فریبنده آن روی نیاورده و از روز رستاخیز غافل نمانند.
انسانهای زیادی که جزخدا کسی دیگر از آمار دقیق آنان اطلاع ندارد دراین دروازه که خداوند به دست شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه الله بر روی مردم گشوده بود؛ وارد شده به اصلاح احوال و تجدید اسلام و تقویت ایمان خویش پرداختند و شیخ به تربیت آنها اهتمام کامل داشت و بر پیش رفت روز افزون آنها در عرصه اصلاح و تزکیه نفس نظارت مینمود و این شاگردان معنوی و روحی نیز بعد از بیعت و انجام توبه و تجدید ایمان بدست بنده مخلص و عالمی ربانی نسبت به میزان مسئولیت خویش در جامعه به آگاهی های تازه دست یافته و پیش از پیش احساس مسئولیت میکردند و در میان آنها و شیخ رابطه معنوی و روحانی بس محکم و عمیق بر قرار میگردید که از رابطه شاگرد با استاد و مربی، و از رابطه سرباز با فرمانده و از رابطه ملت با دولت بسیار فراتر و قوی تر بود.
چرا شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه الله در راه اصلاح جامعه موفق گردید.
شیخ عبدالقادر رحمه الله توانست بیش از نیم قرن به دعوت و جهاد خویش ادامه دهد، در شرایطی که محیط اجتماعی آن روز مثل امروز آگنده از ظلم و استبداد، شک و بدگمانی، تزویر و ریا کاری بود وبازار سخن چینی و تهمت و افترا پر رونق و انواع مفاسد اجتماعی رواج داشت در محیطی که تمام دعوت های سیاسی ناکام مانده و با مخالفان دستگاه حکومتی با قساوت و سنگدلی شدید برخورد میشد.
افراد و سلاطین وقت، انتقادهای شدیید و مخالفت های او را در برابر خود کامگی ها و سیاست های نادرست خویش ، به ناچار متحمل میشدند و این نبود مگر بر اثر ربانیت و اخلاص بی شائبه و بی اعتنائی و بی رغبتی شیخ به مظاهر دنیوی که دیگران بدان دل باخته بودند و همچون حالا دراین راه از یکدیگر سبقت میگرفتند. و از عوامل دیگر پیروزی ایشان ، همدردی و شفقت به تمام افراد جامعه، اعم از مسلمان و غیر مسلمان و خود را همه تن ، وقف نمودن برای دعوت مردم به سوی خدا و ارشاد و راهنمایی آنان فرا راه حق و حقیقت بود.
شاگردان، مریدان و جانشینان شیخ عبدالقادر جیلانی رحمه الله و همچنین دعوت گران بزرگ و مربیانی که در عصرهای بعدی از شیوه تربیتی وی پیروی کرده اند، نقش بسزا و سهم بزرگی در حفظ روح اسلام و افروختن مشعل ایمان و حماسه دعوت و جهاد و مبارزه با شهوات نفسانی داشته اند و دراین راستا خدمات بسیار بزرگی و ارزنده انجام داده اند، به حق اگر مجاهدت ها و کوشش آنان نمیبود امواج خروشان مادیات که همراه و پای به پای حکومت های غیر اسلامی و تمدن های فاسد پیش میرفت تمام جهان اسلام را فرا میگرفت و این امت را به کام خود فرو میبرد و شراره حیات اسلامی و شعله عشق به الله در درون سینه ها به خاموشی میگرایید، این افراد ، عامل ترویج دین و گسترش اسلام در نقاطی از جهان بودند که پای مجاهدین و سپاهیان اسلامی به آنجا نرسیده یا نتوانسته بودند اهل آنجا را در برابر حکومت اسلامی تسلیم گردانند، به برکت خدمات ارزنده و مجاهدات و از جان گذشتگی این مربیان و دعوت گران، اسلام در قاره آسیا، افریقا، اندونیزیا، جزایر اقیانوس هند و چین و در هندوستان گسترش یافت و نور ایمان در مردم این بلاد تابیدن گرفت.
تقوا و معنویت عارفان سبب گردید تا غارتگران پیروز مغول در مقابل معنویت اسلام خاضع و تسلیم آئین به حق اسلام شوند.

درباره ی احمد صمیم منیب

همچنین ببینید

فشار خون چیست؟

خون برای گردش موثر در عروق بدن از نیرو و فشاری برخوردار است که آن ...

با صادقان!

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ [٩:١١٩] ای مومنان! از (مخالفت فرمان) ...

چرا خداوند(ج) رجل گفت وبشر نگفت؟!

ترجمه: عبدالجبار مطمئن در یکی از صنفهای پوهنتون که تعدادی زیادی محصلین شرکت کرده بودند، ...

تأملی بر دنیای اذکار و دعاهای پیامبر اکرم

مولوی ضیاءاحمد فاضلی مسؤول مدرسه احیاءالعلوم شکی نیست که ذکر و یاد الهی ایمان را ...

شادی و سرور از دیدگاه قرآن

دکتر محمود ویسی چکیده یکی از تمایلات و استعدادهای درونی انسان میل و نیاز به ...

رفتار اقتصادی افغانها در دام فرهنگ تکلف گرایی

نویسنده: عثمان عادل فرهنگ از برجسته ترین عواملی است که در درازنای تاریخ بشر به ...

قیامت کی است؟ متی الساعه؟

دکتور شمس الحق سلیم چندی قبل خبری در سرتاسر دنیا پخش شد و خیلی ها ...

عفت کلام

نوشته: عزیزاحمد سلجوقی زبان که در تمام ادوار تاریخ وسیله افهام و تفهیم بوده و ...

هنر بدست آوردن دیگران ( فن احتواء الاخرین)

بقلم: عبد الصمد الفقی مترجم: عبدالملک فاضلی توانایی جذب دیگران موضوعی ایست که شخصیت داعی ...

خود را محاسبه کنید

ترتیب کننده: غلام حضرت (حمیدی) محاسبه چیست : اینکه ارزیابی کند انسان مسلمان اعمال روز ...

تصوف در پرتو قرآن وسنت نبوی

نوشته شیخ الطریقه، الحاج سید عبدالرحیم عاصمی خلیفه صاحب نوین همیشه زیر این آسمان آبی ...

چگونگی تقویت ایمان در دلها

نوشته:‌ حسین حسین شحاته ترجمه:‌ عبدالخالق احسان قلب جایگاه ایمان: خداوند عزوجل به فضل و ...

امت اسلامی وفریضه ی دعوت الی الله

نصیر احمد کریمی یکی از مسوولیت های مهم و وجایبی را که الله متعال بدوش ...

جوان و جوانی

عبدالقادر مومن جوان به کسی گفته می شود که پیوسته بالنده و با نشاط است ...

توقیربدعت تحقیر سنت است

قال الله تعالی : (( ما آتا کم الرسول فخذ وه ، و مانها کم ...

عبادت و تولیدات

نوشته:‌ دکتور یوسف قرضاوی ترجمه:‌عبدالخالق احسان هر باور دینی، بر پیروان خود انواعی از عبادات ...

هفت گروه در سایه عرش خدا

(مروری کوتاه به حدیثی از پیامبر  ) ((سبعه یظلهم الله فی ظله یوم لا ...

مدیریت اختلاف

اختلاف و تفاوت، در شکل، رنگ، زبان ، اندیشه، دانش، استعداد، عقیده ودین، در حیات ...

ای جوان !توکی هستی ؟وازکدام گروه هستی؟

برادر جوان! آیا خودت رامی شناسی ؟آیاتاریخ وجوت را می دانی؟بزرگی وعزت خویش را در ...

توکل به خدا، ابزاری برای مقابله با استرس و فشارهای عصبی است

توکل به خدا، ابزاری برای مقابله با استرس و فشارهای عصبی است آموزه‌های دینی مانند ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

https://archive.org/download/TalaAlbadr.11/11.talaAlbadr.mp3