خانه / صفحه اصلی / آرشیو مطالب / رفتار اقتصادی افغانها در دام فرهنگ تکلف گرایی

رفتار اقتصادی افغانها در دام فرهنگ تکلف گرایی

نویسنده: عثمان عادل
فرهنگ از برجسته ترین عواملی است که در درازنای تاریخ بشر به رفتار اقتصادی انسانها رنگ و رخ داده است. پیدایش و پرورش فرهنگهای گوناگون در جوامع مختلف با قافلۀ پیشرفتهای تمدنی همرکاب بوده است. در این میان، برخی از فرهنگها بر رفتار اقتصادی افراد تاثیرات سودمند و سازنده داشته و برخی دیگر، پیامدهای زیانمند و ویران کننده یی را از خود بجای گذاشته است. این نوشتار بر آن است تا فرهنگ تکلف گرایی را مورد بررسی قرار دهد و با مثال های واقعی و زنده روشن سازد که این فرهنگ زیانبار چگونه رفتار افغانها را در ساحه اقتصاد شان، غیراقتصادی و نامعقول ساخته است.
قبل از پرداختن و شکافتن بحث، ایجاب می نماید تا به تعریف کوتاهی از واژه های فرهنگ، تکلف و رفتار عقلانی اقتصادی اشاره یی رود. فرهنگ بطور کل عبارت از مجموعه آداب، رسوم، عقاید، ارزشها و باورهای مشترک یک جامعه است. از دیدگاه کاتلر، فرهنگ عبارت است از مجموعه ارزش ها، مفاهیم، خواسته ها و رفتار های که در راستای ارتباط فرد با جامعه و گروهی از افراد مطرح می باشد. [۱] واژۀ تکلف به معنای کار را بر خود مشکل ساختن و به زحمت انجام دادن است؛ چنانکه فرهنگ عمید آن را تظاهر کردن معنا می کند و فرهنگ فارسی معین متکلف را کسی می گوید که کار را به زحمت و رنج انجام دهد؛ آنسان که بر طبع گران آید. و رفتار عقلانی اقتصادی یعنی اینکه افراد امکانات و بودجه دست داشتۀ خویش را جهت تامین نیازهای خویش طوری تخصیص دهند و به مصرف برسانند که سطح مطلوبیت شان به حداکثر برسد. اکنون مسئلۀ اصلی که در این نوشتار به بحث کشیده می شود، این است که فرهنگ تکلف گرایی یا خودنمایی، الگوه مصرفی افغانها را غیراقتصادی و زیانبار ساخته و سبب شده تا رفتار شان بر خلاف عقلانیت اقتصادی شکل گیرد. اینک پیش از آنکه به فرهنگ تکلف گرایی بپردازیم، ابتدا رابطۀ فرهنگ را با رفتار اقتصادی روشن می سازیم و سپس پدیدۀ تکلف گرایی عقلانیت گریز را به بررسی می گیریم.
فرهنگ، یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر رفتار اقتصادی
رفتار اقتصادی افراد وابسته به یک سلسله عوامل مختلف از قبیل سطح درآمد، نوع فرهنگ و میزان دانش و آگاهی شان می باشد. رفتار اقتصادی مصرف کنندگان همواره الهام گیر و تاثیرپذیر از عامل فرهنگ بوده و نوع فرهنگ حاکم در جامعه بر نوع رفتار مصرفی افراد همیشه نقش بارز و پررنگی بازی نموده است.
رفتار مصرف کننده به شکل قابل توجهی به عوامل فرهنگی وابسته است. ارزشهای فرهنگی بر رفتار مصرف کننده مستقیماً تاثیرمی گذارند و این اثرگذاری نظر به فرهنگهای مختلف بین کشورها، متفاوت است، اما این پدیده زمانی به شدت پیچیده می شود که مردم به کشورهای خارجی که فرهنگهای متفاوت دارند، مهاجر می شوند.[۲] شواهد تجربی اقتصادی ثابت و روشن می سازند که فرهنگ به گونه یی چشمگیری بر رفتار اقتصادی افراد اثرگذار است، چون تمام یافته های تجربی در این زمینه این بینش را تایید و تقویت می کنند که بسا از تفاوتهای رفتار اقتصادی افراد ریشه در فرهنگ های متفاوت شان دارد.[۳] این پرسش که آیا می توان فرهنگ، عقاید و سنت ها را به عنوان مهمترین معیار اثرگذار بر مصرف کننده در خرید کالاها و خدمات قلمداد نمود، یکی از سوالات عمده یی بود که در یک تحقیق میدانی توسط سه تن از پژوهشگران پوهنتون/دانشگاه Adiyaman در سال ۲۰۱۱ مورد آزمایش قرار گرفت. نتیجه این تحقیق نشان داد که از جملۀ ۱۲۸۹ نفر که بطور اتفاقی انتخاب شدند، ۱۱۰۸ نفر (%۸۲) آنها بدین پرسش پاسخ مثبت دادند و اظهار داشتند که فرهنگ و سنت مهمترین عامل اثرگذار بر رفتار خرید مصرف کننده می باشد.[۴] اگر به وضعیت اقتصادی و اجتماعی برخی از کشورها یک نگاه گذرا بیندازیم این نکته روشن می شود که ویژگیهای اقتصادی مردم هر کشور رابطۀ مستقیم با ویژگیهای فرهنگی شان دارد. به عنوان مثال مردم برخی از کشورهای آسیای جنوب شرقی مانند ژاپن، کره جنوبی، مالزی و چین به لحاظ ویژگیهای فرهنگی بسیار صرفه جو هستند و به مسئله پس انداز توجه قابل ملاحظه مبذول می دارند در حالیکه کشورهای دیگر این منطقه چنان نیستند. مسئله دیگر اینکه در اکثر کشورهای جهان بیشترین وسایل و مواد آرایشی توسط زنان به مصرف می رسد اما در فرانسه نظر به تفاوت فرهنگ مردم آن کشور، مردان بیشتر از زنان به خرید و مصرف مواد آرایشی مبادرت می ورزند.[۵] بنابراین، الگوی مصرفی هر کشور از فرهنگ حاکم در آن، رنگ و بو می گیرد و به وضعیت و ساختار اقتصادی آن رنگ و رخ می دهد.
بر پایۀ نکات پیشگفته، به ثبوت و وضاحت این نکته می رسیم که فرهنگ به عنوان یکی از عوامل مهم اثرگذار بر رفتار اقتصادی افراد – بویژه رفتار مصرفی شان- شناخته می شود. و درخور توجه است که فرهنگهای درست و پیشرفته، پیامدهای سودمند و خوشایندی را در اقتصاد هر کشور به ارمغان می آورند اما فرهنگهای نادرست و عقب مانده نتایج و پیامدهای زیانمند و ناخوشایندی را به دنبال خواهند داشت.
اکنون در روشنایی این پس زمینه، فرهنگ تکلف گرایی افغانها را – که یک فرهنگ نادرست است- به بررسی می گیریم و با مثال های زنده و واقعی، روشن می سازیم که فرهنگ تکلف گرایی چگونه رفتار اقتصادی ما را نامعقول و زیانبار ساخته است- البته ساحه بررسی این نوشتار بیشتر شهر هرات می باشد.
تکلف گرایی عقلانیت گریز
از چند دهه بدین سو، همزمان با پیشرفت های تمدنی و افزایش سطح رفاه و فزونی امکانات و تسهیلات زندگی، تکلف گرایی افغانها بویژه در ساحه مصرفی رشد بی رویه و فزاینده یافته است. مفهوم تکلف در ابتدای این نوشتار روشن شد و آن به معنای تظاهر کردن، کار را بر خود سخت گرفتن و بر خلاف طبع، خود را به مشقت انداختن بود.
افغانها غالباً رفتار تکلف آمیز دارند. نگاهی هرچند گذرا به وضعیت مصرفی آنان، روشن می سازد که در اکثر موارد گرفتار زیاده روی یا کم روی هستند و در امر خرید کالاها یا خدمات آنچنان تحت تاثیر فرهنگ نادرست تکلف گرایی قرارگرفته اند که اقدام مصرفی شان غیراقتصادی و نامعقول شده است. به عنوان مثال به یک نمونه ساده برمی گردیم؛ رفتار مصرفی ما در قسمت خرید میوه جات چگونه است؟ آیا مطابق به اقتضای نیاز جسمی و بودجه موجود خویش اقدام به خرید میوه جات می کنیم؟ نخیر، غالباً دیده می شود کسانی که بودجه کافی برای خرید میوه جات به پیمانه زیاد نداشته باشند از خرید مقدار میوۀ کم صرف نظر می کنند، یعنی یا اصلاً میوه خریداری نمی کنند (تفریط) و یا میوه زیاد بیش از نیاز خریده (افراط) و خویشتن را از نیازهای دیگر محروم می سازند. زیرا این، عیب و کسر شان پنداشته می شود که اگر کسی – و لوکه اعضای فامیلش سه نفر هم باشند- داخل مغازه شده و با خرید شش دانه سیب یا کیله از مغازه خارج شود. در حالی که درکشورهای پیشرفته مثلاً آلمان زیاد دیده می شود که یک نفر – که سطح درآمدش بیشتر از مجموع درآمد ده نفر در افغانستان است- وارد مغازه شده و مطابق به نیازی که دارد مثلاً چهار دانه سیب یا کیله خریداری کرده آنها را در دست گرفته و بدون آنکه کدام احساس شرمندگی و کسر شأن داشته باشد از مغازه خارج می شود. این بدان جهت است که مردم این کشورها آنگونه که هستند و می اندیشند، زندگی می کنند و از تظاهر و خودنمایی و تکلف گرایی پاک اند. اما سوگمندانه باید گفت که بیسواد و باسواد سرزمین ما در دام همچو خودنمایی ها و تکلف گرایی ها، همچنان گیر مانده اند.
آنانی که در دام خودنمایی و تکلف گرایی گیر می مانند، بودجه شان جهت تامین نیازهای شان بشکل اقتصادی و معقول تخصیص و توزیع نمی گردد و در نتیجه، رفتار شان غیراقتصادی و عقلانیت گریز می شود. هم اکنون در افغانستان کم نیستند آنانی که بودجه کافی برای خرید یک موتر گران قیمت و لوکس ندارند. اما چون فرهنگ تکلف گرایی و خودنمایی بر آنان چیره گشته، به خود اجازه نمی دهند که به خرید موتر ارزان قیمت، موترسایکل یا بایسکل اکتفا کنند و از طرفی چون استفاده از وسایط ترانسپورت عمومی مثل ملی بس یا وسایط کم قیمت (مثل زرنج) را هم برای خود نوعی کسر شأن می پندارند، لذا یا ترانسپورت گرانقیمت را -که خلاف اقتضای بودجه شان است- بر می گزینند یا به پیاده روی و از دست دادن وقت که ارزش آن با هیچ منبع دیگری قابل مقایسه نیست، روی می آورند. بسیار عجیب و خنده دار است که امروزه استفاده از برخی وسایط ارزان قیمت مانند بایسکل در جامعه ما عیب و کسر شأن پنداشته میشود؛ به گونه یی که اگر مردم کسی را ببینند که وضعیت اقتصادی اش خوب است ولی از بایسکل استفاده می کند میگویند این فلانی خسیس یا ورشکست شده است. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته مثل آلمان برخی اوقات دیده می شود که پروفیسور پوهنتون/دانشگاه – که از مقام و مرتبۀ والایی علمی و مالی برخوردار است- از وسایط ترانسپورت عمومی مثل قطار و ملی بس استفاده می کند و یا گاهی هم با بایسکل خویش داخل پوهنتون/دانشگاه می شود.
الگوی مصرف در هر کشور باید متناسب با سطح درآمد مردم آن کشور باشد. اما متاسفانه چیره گی پدیدۀ خودنمایی و تکلف گرایی از مهمترین و بنیادی ترین عواملی است که این الگو را در افغانستان نامتعادل و غیراقتصادی ساخته است. آیا برگزاری محافل شادی مانند مجالس عروسی و جشن فراغت، و مراسم عزاداری، در این سرزمین مطابق به سطح درآمد و وضعیت مالی مردم است؟ نخیر، غالباً دیده میشود که دو زوج جوان بخاطر تحمل مصارف کمرشکن مراسم ازداواج، صد ها اولویت مصرفی خویش را از دست داده و تا چند سال بعد از عروسی، زیر قرض می مانند. و به همین ترتیب مراسم عزاداری، جشن های فراغت و مهمانی ها نیز بر خلاف اقتضای عقلانیت اقتصادی برگزار می گردد. براستی مهمانی ها به جای آنکه به منظور گسترش پیوند دوستی و استحکام و افزایش شادی ها و صمیمیت ها باشد، بیشتر معطوف به مصلحت ها و چشم و همچشمی ها شده است و نسبت به گذشته آنچنان تشریفاتی، تکلفاتی و پرهزینه شده که تکرارش برای اکثر افراد آسان و خالی از مشکل نیست و در نتیجه سبب شده که وابستگان و دوستان همدیگر را کمتر دید و بازدید نمایند.
آنچه بیشتر مایۀ تاسف و تاثر است این است که اکثریت قشر باسواد و دانشگاهی جامعه نیز در دام این فرهنگ نادرست خودنمایی و تکلف گرایی گیرمانده اند و چون این پدیده به یک فرهنگ تبدیل شده، شاید نمی خواهند که برای رهایی از این دام، هنجارشکنی کرده و ریسک آن را به جان خویش بخرند. براستی چون این پدیده تقریباً به یک هنجار تبدیل شده است، حتی طبقه روشنفکر جامعه و عالمان دین هم دیده میشوند که خویشتن را به اجرای همچو مراسم پرهزینه و تکلفاتی ملتزم میدانند و با این حال، شاید خیلی عجیب نباشد که فارغ التحصیلان پوهنتون/دانشگاه هم بدین مراسم تکلفاتی و غیراقتصادی خود را پایبند بدانند و مصارف محفل فراغت ۱۰۰ نفر فارغ التحصیل رشته اقتصاد که فقط محدود به یک وعدۀ غذایی است، تا سر حد یک میلیون افغانی هم برسد.
براستی علت عمده یی که در پس این رفتارهای غیراقتصادی و نامعقول وجود دارد، چیز دیگری جز فرهنگ تظاهر و تکلف گرایی بوده نمی تواند. همین تکلف گرایی است که الگوه مصرفی ما را معیوب و غیراقتصادی ساخته و سبب شده تا با زیاده روی ها یا کمروی های خود، تعادل مصرفی خویش را از دست دهیم و به اولویت های مصرفی و سرمایه وی خود بی توجهی کنیم و در نتیجه نتوانیم با بودجۀ موجود به نتیجه مطلوب دست یازیم (عقلانیت اقتصادی). اگر از آنانی که به حکم فرهنگ تکلف گرایی گردن می نهند، پرسیده شود چرا با وجود پیامدهای منفی و اثرات زیانبار این فرهنگ، بازهم بدان پایبند می مانید، پاسخ قناعت بخشی نخواهیم شنید مگر اینکه با توجیه های بی پایۀ خود از عقلانیت اقتصادی گریز زنند. رویهمرفته اما دیده می شود اکثر کسانی که به اقتضای فرهنگ تکلف گرایی مرتکب همچو رفتارهای غیراقتصادی می شوند، از کار خود در باطن، ناراض و پشیمان اند و از ننگ زمانه است که برخلاف طبع و میل باطنی خویش، خویشتن را به سختی و مشقت می اندازند.
نمونه های یادشده از مصداق های خودنمایی و تکلف گرایی بیشتر ناظر بر شهروندان شهر هرات است و وضعیت شهرهای دیگر افغانستان هم کم و بیش با این وضعیت همخوانی و همرنگی دارد. بهرحال نکته مهم این است که نباید نسبت به فرهنگ جامعه بی تفاوت باشیم. همین فرهنگ تظاهرگرایی و تکلف گرایی ۱۰ سال پیش هم در جامعه ما بود اما به اندازۀ که امروزه فربه شده و شاخ و برگ گرفته، نبود. یعنی اگر ما فقط تماشاگر پیدایش و پرورش فرهنگ های متفاوت در سرزمین خویش باشیم و نقش تاثیرگذار و هدایتگر بر آنها نداشته باشیم، شاید وضعیت ما را در آینده خیلی خرابتر از حال سازد، چنانکه جامعه شناس و روانشناس امریکایی، “ادگار شاین” می گوید: اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید، فرهنگ شما را هدایت می کند و ممکن است حتی متوجه نشوید که چه بلایی سرتان آمده است.[۶] از آنچه بحث شد بدین نتیجه می رسیم که پدیدۀ تکلف گرایی یا خودنمایی رفتار مصرفی ما را غیراقتصادی و عقلانیت گریز ساخته است و با فربه شدن و شاخ و برگ گرفتن هرچه بیشتر این فرهنگ نادرست، روز تا روز الگوه مصرفی ما خراب شده می رود. و تنها رشد تعلیمات مکتبی و افزایش سطح دانش اکادمیک هم نمی تواند ما را از چنبرۀ این فرهنگ غلط -که روز به روز دامن می گستراند- برهاند. بنابراین ایجاب می نماید که این پدیده به عنوان یک مشکل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در نظرگرفته شود و مسئولین و آگاهان امور نسبت به آن دغدغه های جدی پیدا نمایند و با برنامه ریزی های منظم و استراتیژیک در جهت حل آن آستین همت برزنند. و از آنجایی که تغیرات فرهنگی کار ساده و زودرس نیست باید بالای افکار عمومی جامعه در این زمینه با برنامه های موثر و منظم از طریق رسانه های دیداری و شنیداری کار شود. طبقه تحصیلکرده، روشنفکر و عالمان دین در این زمینه میتوانند نقش بس سازنده و سودمندی را بازی نمایند، و کارشنان سان اقتصادی نیز با سنجش مصارف و زیانهای ریز و درشت این فرهنگ و نشان دادن قربانی شدن صد ها اولویت و آلترناتیف مصرفی میتوانند کمک شایانی را در این راستا انجام دهند. کشورهای که به بالندگی و شکوفایی اقتصادی دست یافته اند خود را از همچو فرهنگهای زیانبار پاک نموده اند آنسان که اگر گاهی با کدام رفتار تکلف گرا و تعارف آمیز مواجه شوند آن را عیب پنداشته و شگفت زده می شوند. لذا به منظور بهبود الگوه مصرفی و بهسازی وضعیت اقتصادی باید خود و جامعه را از سیطره و نفوذ همچو فرهنگهای زیانبار و نامعقول رهایی بخشید.
پی نوشت ها:

[۱] Kotler, P. J., & Armstrong, G. M. (2010). Principles of marketing. Pearson Education.
[۲] Andrew, J. M. (2010). Cultural Effects on consumer behavior, p. 22
[۳] Tanner Ehmke, M. D. (2005). The influence of culture on consumer behavior with applications to food and the environment. P. 2.
[۴] Durmz, Y., Celik, M., & Oruc, R. (2003). The Impact of Cultural Factors on the Consumer Buying Behaviors Examined through An Empirical Study. International Journal of Business and Social Science, 2(5), pp. 109-113.
[۵] Ibid, p. 110.
[۶] “If you do not manage culture, it manages you. And you may not even be aware of the extent to which this is happening.” – Edgar Schein, professor at the MIT Sloan School of Management.

درباره ی احمد صمیم منیب

همچنین ببینید

با سجده به خدایت نزدیک شو عنوان عربی: واسجد واقترب

محمد کمال الدین: برگردان: عبدالملک فاضلی سجده اوج درجه ی تذلل و خشوع در پیشگاه ...

هنر بدست آوردن دیگران (فن احتواء الاخرین)

بقلم: عبد الصمد الفقی مترجم: عبدالملک فاضلی توانایی جذب دیگران موضوعی ایست که شخصیت داعی ...

ابر مرد دیگری که در سایه های قرآن قامت کشید! (عبدالحمید بن بادیس)

یاد داشت: پیوسته قابل یاد آوری می دانم که پرداختن به زنده¬گی شخصیت های اسلامی ...

فال بینی و عقیده به آن

نویسنده: الحاج مولوی سید عبداللطیف (راضی ادرانی) چگونه مردم با معتقدات غلط به دامان جادوگران ...

هر دم از این باغ! بری میرسد!

عبدالله باغچه مهتری در شماره ۲۲۳ دوشنبه ۵ جدی ۱۳۹۰روزنامه اتفاق اسلام تحت عنوان «نیاز ...

جلو چشم اطفال سگریت نکشید!

مترجم: عبدالجبار مطمئن علمای زیادی از ضررهای بزرگ سگریت و شومیت و حرامیت شان بحث ...

اساسات آرامش روح و روان در برابر اخبار نومید کننده‌ی اهل زمان

نگارنده: محمد موسی شریف گزارنده: استاد نعمت الله سبحانی در عصر کنونی فساد و بزه‌کاری ...

در قبال دعواهای فرزندانمان چه واکنشی نشان دهیم؟

منبع: www.joljol.com وتلخیص و ویرایش نجیبه صالحی استاد فرهنگ محجوبه هروی مقدمه دنیای صمیمی خانواده ...

چگونگی تقویت ایمان در دلها

نوشته:‌ حسین حسین شحاته ترجمه:‌ عبدالخالق احسان قلب جایگاه ایمان: خداوند عزوجل به فضل و ...

نیاز اسلام به مردان زنده و احیا گر!

غلام حضرت « حمیدی » مبرهن است که هیچ دین و آیینی نمی تواند زنده ...

فشار خون چیست؟

خون برای گردش موثر در عروق بدن از نیرو و فشاری برخوردار است که آن ...

با صادقان!

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ [٩:١١٩] ای مومنان! از (مخالفت فرمان) ...

چرا خداوند(ج) رجل گفت وبشر نگفت؟!

ترجمه: عبدالجبار مطمئن در یکی از صنفهای پوهنتون که تعدادی زیادی محصلین شرکت کرده بودند، ...

تأملی بر دنیای اذکار و دعاهای پیامبر اکرم

مولوی ضیاءاحمد فاضلی مسؤول مدرسه احیاءالعلوم شکی نیست که ذکر و یاد الهی ایمان را ...

شادی و سرور از دیدگاه قرآن

دکتر محمود ویسی چکیده یکی از تمایلات و استعدادهای درونی انسان میل و نیاز به ...

قیامت کی است؟ متی الساعه؟

دکتور شمس الحق سلیم چندی قبل خبری در سرتاسر دنیا پخش شد و خیلی ها ...

عفت کلام

نوشته: عزیزاحمد سلجوقی زبان که در تمام ادوار تاریخ وسیله افهام و تفهیم بوده و ...

هنر بدست آوردن دیگران ( فن احتواء الاخرین)

بقلم: عبد الصمد الفقی مترجم: عبدالملک فاضلی توانایی جذب دیگران موضوعی ایست که شخصیت داعی ...

خود را محاسبه کنید

ترتیب کننده: غلام حضرت (حمیدی) محاسبه چیست : اینکه ارزیابی کند انسان مسلمان اعمال روز ...

تصوف در پرتو قرآن وسنت نبوی  قسمت دوم

وقتی ما از مسیر انبیاء، اصحاب کرام مجتهدین دین و دوستان خدا دور شویم و ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

https://archive.org/download/TalaAlbadr.11/11.talaAlbadr.mp3